به نام خدا

جاده بی انتها :

در جاده  زیبای زندگی راه خورشید   را پیشه می کنم تا  بتوانم به روزهایم نور بپاشم ، در جاده  سرسبز زندگی راه درخت را پیشه می کنم تا بتوانم با

دیگران فروتن بمانم،در مسیر زندگی راه دریا را پیشه می کنم تا بتوانم قلبم را به اندازه تمام ساکنین سرزمین عشق وسعت ببخشم ،در جاده پر پیچ وخم زندگی راه ستاره را پیشه می کنم تا بتوانم از تاریکی عبورکنم ، در جاده پر

هیاهوی سرنوشت راه یک معلم را در پیش می گیرم  تا بتوانم  انسانهای ارزشمندی را برای جامعه تربیت کنم ، در جاده  پرهیاهوی  سرنوشت راه یک

پزشک  را در پیش می گیرم  تا بتوانم  شکستگی قلب عزیزانم را التیام ببخشم، در جاده پرهیاهوی سرنوشت راه یک پرستار را در پیش می گیرم  تا

بتوانم  درد دیگران را بهتر بفهمم،در جاده پرهیاهوی سرنوشت راه یک هنرمند را در پیش می گیرم تا بتوانم شگفتی های آفرینش را کشف کنم و آن را در

پهنه هستی نقش زنم،درجاده پر هیاهوی سرنوشت راه  یک  عکاس  را  در  پیش  می  گیرم  تا  بتوانم خاطرات به یادماندنی را بر قلب زمان حک کنم،  در

 جاده  پر هیاهوی  سرنوشت  راه  یک  نویسنده  را در پیش می گیرم تا بتوانم افسانه احساس آدمی را زیبا بنگارم ، در جاده پرهیاهوی سرنوشت راه یک

شاعر را در پیش می گیرم تا بتوانم ندای درون افراد را بهتر بفهمم ، در  جاده  پر  هیاهوی  سرنوشت  راه  یک  نوازنده  را در پیش می گیرم تا بتوانم

باشکوهترین نغمه زندگی را به افتخار دوستانی که وجودشان عطر مهربانی خدا را دارد بنوازم، در  جاده  پر هیاهوی سرنوشت راه یک وکیل را در پیش

می گیرم تا بتوانم عدالت و آشتی را بین مردم شهر برقرار کنم، درجاده پر هیاهوی سرنوشت راه یک مهندس را در پیش می گیرم تا بتوانم نقشه

سعادت را برای همگان ترسیم کنم ،در جاده پرهیاهوی سرنوشت راه یک مددکار را در پیش می گیرم تا بتوانم رنج های مردم جامعه امروز را خوب

بشناسم ، در جاده  پر هیاهوی  سرنوشت  راه یک روانشناس را در پیش می گیرم تا بتوانم رازهای خوشبخت زیستن را به دیگران بیاموزم،  ای خدای

 هستی بخش  در گذرگاه  پر هیاهوی  زندگی خوب  فهمیده ام  که  سرچشمه  بهترین  مسیرهای هستی  به  شاهراه  وصلت  می رسد،  تو

حوالی همه دلتنگیهایم حضور داری و به نفسهایم گرما می بخشی ، ای خالق جاده زیبای زندگی من تمام رهگذرانی را که وجودم را به تو نزدیکتر می

سازند دوست  دارم  زیرا  در  این  دنیای شلوغ تنها سرمایه ارزشمندم یاد خداست که به آن می بالم.

2/9/95




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٥/٩/۳ | ٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

جشنواره بهترین کتاب با موضوع معلولیت پایان یافت


معلولیت

 

مراسم پایانی دومین جشنواره انتخاب بهترین کتاب با موضوع «معلول، معلولیت و توانمندسازی» یکشنبه 23 آبان‌ماه در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی جشنواره، انجمن علمی و آفرینش‌های هنری معلولان ایران با همکاری معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی، موسسه خانه کتاب، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه فرهنگی هنری آوای معلولان دومین جشنواره انتخاب بهترین کتاب با موضوع «معلول، معلولیت و توانمندسازی» را برگزار کرد.


منصور بورجیان دبیر دومین جشنواره انتخاب بهترین کتاب معلولین در مراسم اختتامیه این جشنواره گفت: تعداد شرکت‌کنندگان در این جشنواره نسبت به دوره گذشته  70درصد بیشتر شده است. تعداد افراد معلولی که آثار خود را به این جشنواره ارائه دادند هم نسبت به سال گذشته افزایش یافته و این نشان‌دهنده این مسئله است که معلولین ما خود را در جامعه مطرح می‌کنند و مطرح می‌بینند. این نوع فعالیت‌ها موجب حضور بیشتر معلولین در فعالیت های جامعه می‌شود.
وی در رابطه با پتانسیل و استعدادی که در افراد معلول نهفته است گفت: آقای محمدرضا شاهی با وجود معلولیت جسمی خود 11 جلد کتاب  تخصصی را ترجمه کرده و به نظر هیئت داوران لایق دو جایزه بود زیرا به صورت تخصصی عمل کرده است. شناسایی نخبه‌های معلول یکی از اهداف اصلی این جشنواره بوده و هست.


در این مراسم یحیی سخنگویی، فریبا محمدیان، مهین فرهادی‌زاد و زهره افشارمند برای تالیف «کتاب جامع ورزش معلولین» و بهنام ناصح برای تالیف داستان «پروانه‌ای روی شانه» به عنوان برگزیدگان برتر هیئت داوران معرفی شدند و لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره را دریافت کردند.


در ادامه علی ملک‌پور برای تالیف کتاب «دایره‌المعارف نوابغ و مشاهیر معلول ایران و جهان» ، پرویز شریفی درآمدی و محمدرضا شاهی برای ترجمه «کتاب روانشناسی رشد در گستره زندگی» نوشته جان سانتراک، ندا رفیع‌زاده، شعله نوذری، مسعود قاسم‌زاده و مهران ماندگار برای ترجمه کتاب «راهنمای کاربردی ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی ـ حرکتی»، فرح بهبهانی برای ترجمه کتاب داستان «اعجوبه» نوشته ار.جی. پلاچیو، آنیتا یارمحمدی برای ترجمه کتاب داستان «بیرون ذهن من» نوشته شارون ام. درپیر و مریا یزدانی برای تالیف کتاب «ماه نوش و صورتک‌های آسمانی» شایستگان تقدیر هیئت داوران معرفی شدند و لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره را دریافت کردند.


همچنین هانیه عرب، رباب فتوحی، رضا ایلخانی، یحیی توکلی، شکوفه شاهپری، غلام رضا زرین کفشیان و علی نوری به عنوان برگزیدگان معلول دومین جشنواره  انتخاب بهترین کتاب با موضوع «معلولیت و توانمندسازی» معرفی شدند.


اختتامیه دومین جشنواره انتخاب بهترین کتاب با موضوع «معلول، معلولیت و توانمندسازی»  با حضور حسین نحوی نژاد، معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی کل کشور، محمدرضا اسدی معاون توانبخشی سازمان بهزیستی استان تهران، مسعود کنزی رئیس اسبق دانشکده توانبخشی و سعید برنج‌چی عضو هیئت مدیره انجمن  و جمعی از مدیران حوزه  معلولین کشور برگزار شد.

 

 

 

 

 

تصا ویر از دفتر فرهنگ معلولین

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٥/۸/٢٥ | ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 عکس های بسیار زیبا و دیدنی از فصل پاییز

 

به نام خدا

گل سرخ :

یک شاخه گل سرخ قیمتی ندارد اما می تواند از همه روزهای  تلخ  و شیرینی  که  با  عزیزانت  گذراندی  برایت سخن بگوید،  یک شاخه گل سرخ می تواند در تمامی سالهای تولد کنارت باشد تا عشق خالصانه عزیزانت را نثار وجود ارزشمندت کند ، یک شاخه گل سرخ می تواند یاد آور پیوند  قلبهای عاشقی باشد که زندگی تازه خود را با لبخند آغاز کردند، یک شاخه گل سرخ در مراسم یاد بود عزیزی همراه اشکهایت پرپر می شود تا دعایت را به گوش  آسمان  برساند،  یک  شاخه  گل  سرخ  می  تواند قلب غمگین بیماری را شاد کند، یک شاخه گل سرخ می تواند در تحسین اراده قوی سهیم شود.

 

احساساتم  را  روی  گل سرخ  می  نویسم  تا  لطیف  شود، درد هایم  را  روی  گل سرخ  می  نویسم  تا خدا آن را بخواند، آرزوهای خوبم را روی گل سرخ می نویسم تا جهانم رنگارنگ شود، غمهایم را روی گل سرخ می نویسم تا بتوانم راز زیبایی جهان آفرینش را بهتر درک کنم.


هزاران شاخه گل سرخ تقدیم قلبهای مهربانی  که هنوز بهاری هستند  و می توانند انسان زندگی  کنند،  هزاران گل سرخ تقدیم دستان بخشنده ای که در سختیهای زندگی یک دیگر را به گرمی  می فشارند،  هزاران گل سرخ تقدیم چشمانی که دریچه خود را به روی یک زندگی زیبا می گشایند تا بتوانند  نور را برای  جهانیان به ارمغان آورند،  هزاران  گل سرخ  تقدیم  گامهای استواری  که  در  مسیر  پر  فراز و نشیب سرنوشت هیچگاه تنهایت نمی گذارند،

 هزاران گل سرخ تقدیم  روح های زلالی  که  هنوز وسعت دریا رادارند با وجود تمام غصه های زندگی خودشان می  توانند  دیگران ،  را  خالصانه  دوست  بدارند، هزاران  گل سرخ  تقدیم  روح  آسمانی  کسانی  که وجودشان هنوز عطر خوشبوی خدا را دارد، همنشینی با آنها می تواند تو را به خدا  نزدیک  کند،  مثل دوستان مهربانم که جایشان همیشه در قلبم سبز خواهد بود.   

1/8/95

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٥/۸/٥ | ٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

به نام خدا

 

دلخوشی :

 

 

گاهی  با  یک  لبخند  می  توان  دلی  را به دست آورد،  گاهی با یک دوست دارم بی دلیل، می توان در تنهایی کسی شریک شد،  گاهی با نوشتن یک

نیایش  شاعرانه  می توان به خدا نزدیکتر شد، گاهی با یک دلداری کوتاه می توان زخم عمیقی را التیام بخشید،گاهی با خواندن یک دعا می توان در حل

مشکل عزیزی سهیم شد،گاهی گوش دادن به یک ملودی زیبا می تواند روح را آرام کند، گاهی  با  تایید یک ویژگی خوب می توان مسیر پیشرفت را به

روی فرد گشود، گاهی با  یک  احوال پرسی  می  توان  حالی  را  خوب  کرد، گاهی  با  بیان  من کنارت هستم می توان دلتنگی های کسی را فهمید،

گاهی با یک وقت گذاشتن ساده می توان بخشی از قلب مهربان را به  دوستان  هدیه  داد،  گاهی  با  یک  دعوت  سخاوتمندانه  می  توان به

اطرافیان نشان داد که حضورشان  ارزشمند  است،  گاهی  با یک  احترام  می  توان  شخصیتی را رشد داد،گاهی با یک تحسین  می  توان  ارزش  

تلاشی  را  به  دیگران  فهماند  و گاهی  چه  دلخوش  می شویم به یک تبریک  به  هدیه  غافلگیر کننده ،  این  یعنی  هنوز عزیزانمان  به  بود نمان   در   

جهان   هستی نیازمندند ،  گاهی  دلمان  چه  آرام  می شود به یک همراهی کوچک در سختیها،به گوش دادن مهربا نا نه قصه  زندگی آدمها  بدون داوری

جاهلانه ، و گاهی چه دلگرم می شویم به قدردانی خوبی  یک  انسان، این یعنی هنوز در زندگیمان کسانی هستند که می توانند عمق احساسمان را 

بفهمند و برایمان آرزوهای خوب داشته باشند.

 

برای  باور  این  معجزه های  ناب  زندگی  کا فیست به منزلگاه جاودان الهی یک دیگر که همان قلب پر احساس آدمی است نگاهی بیا ندازیم  تا وجودمان

 را همین دلخوشیهای کوچک سرشار کند ،  خدایا  تو  را  سپاس  می  گویم  که به  روحم  قدرت  ایما نی  بخشیده ای  تا  بتوانم  همین خوشبختی های  

کوچک  را  با  قلب  زلالم  عمیقا  درک  کنم  و  زندگی  زیبا تری را برای خود و دیگران بسازم.

                                                                                 2/7/95

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩٥/٧/۳ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

به نام خد ا

انعکاس :

زندگانی انعکاس نقشهای خوب یا بدی است که ما به  عهده  می  گیریم ، صبر من  نیز  انعکاس  همه رنجهایی  است  که  بی  صدا به دوش کشیدم و هیچ کس نفهمید،قلمم انعکاس دردهای عمیقی است

که مرا بی صدا  در خویش شکست  تا باورهایم را تعالی  ببخشد  و باورهای  زیبایم  انعکاس اندیشه پاکم  است  که  می  تواند  میعادگاهی  برای  یگانگی  احساس  زلالم  با قلب  مهربان  انسا نها   باشد

مهربا نیم انعکاس دستان نوازشگری  است  که  در  سختی ها  مرا یاری  کردند   و تا  زمانی  که قلبم انعکاس  حضور  همیشگی  خداست  می  توانم  کتاب  زندگانیم رازیبا بنگارم ،   می خواهی مرا بهتر

بشناسی چند روزی را مهمان خلوتگاه دلم بمان و به موسیقی درونم خوب گوش کن ،اندکی سکوت کن  تا  صدای  گرم خدا را درمیان لحظات جاودانه زندگانیم حس کنی ، من به خودم قول داده ام

که غصه هایم را بنویسم و قلبم را از دلخوری های  عمیق  سبک  کنم  تا  انعکاس  آن مبادا   سا کنین دوست داشتنی قلبم را آزرده کند،  نگرانی ها و دلهره هایم را فقط برای خدا می نویسم تا انعکاس

آن  روحم  را آرامش ببخشد،تنهایی هایم را فقط با خدا در میان می گذارم تا انعکاس آن هدایای گرانبهایی  باشد که خدا روشنگر  مسیر سرنوشتم  قرار داده تا قلبم را سرشار از همه خوبیهای جهان

کند، خدایا  در گذر از دریای مواج آفرینشت تو  مرا  به کدامین سرچشمه زیبای جهان هستی وصل خواهی کرد تا روحم با تو یگانه شود و بتوانم  انعکاس  تمامی  موسیقی های  روح نواز هستی  را  با گوش جان بشنوم و تا زمانی که تو شونده مهربان موسیقی دلنواز احساسم هستی مهربانترین باشم .

 

3/6/95

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩٥/٦/٤ | ٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

40 عکس از گل زیبای لوتوس ( نیلوفر )

 

 

به نام خدا

نیلوفر مرداب:

 

من  آن  نیلوفر  خوشبوی مردابم  که  در  سختی های  زندگی زیبا ترینم،  من آن   ستاره   روشن   شبهای  تاریکم  که  بایدآرامش بخش لحظه های دشوار زندگی باشم ،من آن کوه

  استوار دردهای عمیقم که باید  صبر را یار دیرینه قلب خود کنم،  من  آن دریای جاری  عشقم که باید راوی مهربانی باشم ،  من همانم که تو مرا معلول می خوانی ،جسمی کم

توا ن دارم ولی  اراده ام قوی است و می توانم   از  میان  صخره  سخت  زندگی  عبور  کنم،  من آن  فرشته  پاک  که دعا یش همیشه مستجاب شود نیستم ومسئو ل گناه پدرو

ما درم  نمی باشم،   من  همانند تو یک انسانم با تمام نیازها و  خواسته های   یک  انسان 

 خوب  یا  بد فقط ظاهری متفاوت دارم ،  من از افراد سالم جامعه توقع همدلی صادقانه را دارم .   نه  با تشویق های  احساسی آنها دل گرم   می   شوم  نه هنگا می که در دنیای خود

شاد و بی خیال از کنارم می گذرند ناامید می شوم ،  من آن راز کشف نشده جهان آفرینشم که دلتنگیهایش را دریای خروشان می فهمد ،ارزش تلاشم را رودها ی جاری می فهمند ،

 کوه های استوار صبرم را تحسین می کنند،   خورشیدها جریان پر جنب وجوش زندگیم را نظاره گر می شوند تا به ساحل یکرنگی آرامش برسم ، لطا فت احسا سم راگلها نوازش می

 کنند ، با هوش سرشار  خویش  می  توانم قله ستاره ها را فتح کنم و فرشتگان به افتخار

وجودم زیباترین شعرها را بسرایند،  من آن راز نهان  خلقت   انسانم  که اگر  کشف  شود   همگان  تازه  عظمت آفرینش انسان را خواهند فهمید و هنرمندی خدا را بهتر درک خواهندکرد .

اگر  مرا  با    همان    توانایی  که    دارم  باور  کنی،    قلب مهربانم را با قلب پر احساس خود لمس کنی  و اگر  اندکی  از زخمهای روح لطیفم را با روح جاودان خود احساس کنی ،

آنوقت با من مهربانترخواهی بود،  اگر چه خوب می دانم تنها   خوشبوترین  نیلوفران  مرداب   که همان همنوعان   عزیزم هستند   عمق احسا سم را درک می کنند ،

 دوست عزیزم   بگذار  انعکاس   تمام  خوبیهای  جهان    در وجود زلال ما باشد  اگر چه دنیا وآدمهایش در حق ما بسیار جفا می کنند وخوبیها ی ما را نمی بینند، یقین داشته باش

روزی دلتنگ خوبیهایمان خواهند  شد،   آن    روز  فقط یادی از ما در   این دنیا  باقی  است  ولی  خدا قدر ارزشهای وجودی ما را می داند وپاداش صبوری ها یمان را خواهد

 دادآنقدر برای خدا    عزیزی که وقتی    درجهان قدم می زنی درختان برای بوسیدن جای پایت آرزوی پاییز را دارند  .

 

 3/5/95

  وبلا گ ( لبخند زندگی ) وارد ششمین سا ل فعا لیت خود شد

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٥/٥/۳ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

به نام خدا

معجزه :

 

می  خواهم  از  معجزات  جاودانه  همین قلم زیبا   بنویسم،   می خواهم از  قلمی بنویسم که خدای  مهربان  به قداستش قسم خورده  است،  قلمم اگر چه کوچک  است .

 

اما  به وسعت  همه دلتنگیهایم  برایت حرف  دارد،  قلمم اگرچه کوچک است اما گویاترین زبان نیازهایم است،  قلمم  اگرچه  کوچک است اما  وسعت همه رنجهایم را خوب می داند.

 قلمم اگرچه کوچک است  اما  به  وسعت   همه  ذهنها   آگاهی بخش است،  قلمم اگرچه کوچک  است اما برای همه مشکلات جامعه دغدغه دارد،   قلمم اگرچه کوچک است .

 اما می تواند  معجزه ای  به نام عشق را برای قلبهای   تنها  بیافریند،  قلمم اگر چه  کوچک  است اما  می  تواند   معجزه  امید را  در قلب همه  نا امیدان  جهان بیافریند،

قلمم اگرچه کوچک است اما بسیار مورد قضاوت  قرار  گرفته  است  تا  بتواند  معجزه  هنرمندی  قلم را بیافریند،   در سفر  زندگی هرگاه  نا امید  می شوم باهمین قلم کوچک نا مه ای به وسعت وجودم برای خدای هستی بخش می نو یسم .

 نامه ام را با نام خالقی آغاز می کنم که خوبیهایش بی شمار است،  لرزشهای دنیایی برایش سخن می گو یم .

 که اگرچه با حسرت ها و دلتنگیهایش ترکهای عمیقی بر قلبم انداخت، بارها دلسردم کرد اما من  همواره  جوانه  امید  را  در  ذهنم می کارم تا بتوانم به  آرزوهای بزرگ دوران نو جوا نیم دست یا بم .

 همان روزهایی  که در پیله تنهایی  خود فرو رفتم،  نجوای شاعرانه ام را فقط برای  باران  سرودم  تا ندای  درونیم  را بشنوی و مرا همچون  پروانه تازه متولد

 شده به آسمان آرامش  بخش   معرفتت  راه دهی  تا  بتوانم  در  غروب آفتاب آخرین روز عمرم تو را خوب بشناسم، خدایا به وسعت دریای بیکرانت انسانها را دوست دارم.

 آن هنگام که عظمت روحشان  را درک  می کنم،  تو به پاس صبوری های هر روزم قاصدک  خوشبختی  را برایم فرستادی تا روشنایی بخش روزهایم باشد، 

هر روز خداوند مهربان با معجزات جاودانش به روحم تولدی  دوباره می بخشد تا  قهرمان عرصه زندگی  شوم و بربال  عشق الهی پرواز کنم،  قلمم اگر چه  کوچک  است  اما  می تواند چشمان آگاه جا معه با شد .

 

  اگر  مردم  لطافت  احساسم  را باور  کنند،  قلم  مهربانم  همراه همیشگی  دلتنگی هایم  بمان تا بتوانم زیبایی بیافرینم.

 

14 تیر روز قلم بر همه فرهیختگان مبارک

 

 1/4/95

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٥/٤/٢ | ٢:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

به نام خدا

انسانیت :

 

وقتی می خواهم  ازگوهر ناب انسانیت سخن بگویم دلم برای خودم و تمام انسانهای جهان می سوزد که چگونه انسانیت خود را فراموش کرده ایم و عده کمی در مسیر انسانیت گام بر می دارند

 نمی دانم کدامین خورشید روشن ایمان باید آسمان تاریک قلبم را روشن کند تا بتوانم انسان زندگی کنم ، نمی دانم لطافت کدامین گل خوشبوی جهان باید

مهمان قلبم شود تا بتوانم با دیگران مهربان باشم،  نمی دانم طنین کدامین رود جاری باید روحم را زلال کند تا بتوانم در اوج آسمانها پرواز کنم و تو را درآغوش

بگیرم ، ای خدای هستی بخش یادت را چنان در قلبم جاودان گردان تا بتوانم رسالتی به نام انسانیت را که بر دوشم نهاده ای هنرمندانه در پهنه هستی نمایش دهم.

سرزمین انسانیت هر کس قلب اوست و راز جاودانگی انسانها در چگونگی زیستن آنهاست، خدای مهربانم قلبم را وسعتی ببخش تا بتوانم به اندازه تمام

رنجهای دنیا صبور باشم حتی اگرهیچ کس عمق احساسم را نفهمد، به اندازه تمام قلبهای شکسته دنیا دستی برای نوازش داشته باشم حتی اگر هیچ

دستی قلب شکسته ام را نوازش نکند، به اندازه تمام بغضهای دنیا وجودم برای دیگران آرامش بخش باشد حتی اگر هیچ کس دلتنگیهایم را نبیند، به اندازه

تمام قلمهای دنیا افکار سازنده برای هم نورد شدن با افق های روشن می خواهم حتی اگر هیچ کس ارزش رؤیاهایم را نداند، به اندازه تمام فصلهای دنیا

می خواهم زیبایی بیافرینم حتی اگر هیج کس زیبایی سیرتم رانبیند، به اندازه تمام نقشهای هنرمندانه دنیا بتوانم  انسان زندگی کنم حتی اگر همه مردم

شهر نقشهای هزار رنگ دنیا را برای خود برگزینند ومی خواهم به اندازه تمام روزهای زندگیم روحم آسمانی باشد حتی اگر همه مردم شهر قلبشان هنوز

زمینی باشد، در راه سرنوشت مهم این نیست چند سال زیسته ام بلکه مهم این است که چند سال توانسته ام انسان زندگی کنم، مهم این نیست که چقدر دردهای عمیق را کشیده ام بلکه مهم این است که چقدر همدل داشته ام،

مهم این نیست که چقدر حرف های نگفته برای نوشتن دارم بلکه مهم این است که چقدر دیگران دلتنگی و امید پنهان در نوشته هایم را فهمیده اند، مهم

این نیست که چه مسیرهایی را نرفته ام و یا چقدر شکست را تجربه کرده ام بلکه مهم این است که چقدر توانسته ام راز موفقیتم را بر قلب زمان حک کنم و

چقدر توانسته ام همسفری در راه خوشبختی داشته باشم مهم این نیست که چقدر در میان مردمان جهان تنها و ناشناخته مانده ام  بلکه مهم   این است که

چقدر دیگران توانسته اند مرا همانگونه که هستم باور کنند اگر چه آنهایی که توانسته اند احساس پاکشان را با قلب لطیفم پیوند زنند انگشت شمارند.

 

          ای مهربانترین مهربا نان

در عبور از دنیای تاریکی ها و نگرانی ها اندکی ازستارگان ایمانت را روشنگر لحظه های زندگانیم گردان وقلبم را از عشقت لبریز کن تا بتوانم با دیگران بی

توقع مهربان باشم حتی اگر نگین انسانیت قلب آدمها در این روزگار هزار رنگ به دست فراموشی سپرده شده باشد ولی من بی صبرانه چشم انتظار روزی

هستم تا روحم آنقدر سبکبال شده باشد که بتوانم مشتاقاته به سوی آغوش تو پرواز کنم و تو با راز آفرینش انسان ، مرا از همه دلتنگی ها برهانی .

       95/3/2 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٥/۳/٢ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.