لبخند زندگی

لبخند زندگی

کد خبر: ۸۶۰۲۷ | تاریخ : ۱۳۹۶/۶/۱۴ - شماره: 1015

پای درد دل نویسنده‌ای که با یک انگشت می‌نویسد
قد کشیدن با نو شتن :

اولین چیزی که در نگاه دختر موج می‌زند، دریایی از باور و امید‌ است. دختر معلولی که قهرمان عرصه زندگی بسیاری از معلولان شده‌است، می‌گوید نوشتن کتاب باعث شد تا دوباره متولد شود. «هانیه عرب» دختر توانیاب کرجی که از کودکی با فلج مغزی دست و پنجه نرم می‌کند، در کنار تحصیل در رشته حقوق رو به نویسندگی آورده‌است. او حالا یک نویسنده است؛ در حالی که تنها با یک انگشت می‌تواند بنویسد. هانیه تا به امروز 6 جلد کتاب به چاپ رسانده‌است؛ کتاب‌هایی حاوی حرف‌های دل یک توانیاب و همچنین موارد حقوقی درباره جامعه معلولان، حقوقی که گاهی به راحتی نقض می‌شود. هانیه امروز پس از فارغ‌التحصیلی توانست ششمین کتاب خود را با نام «دریای باور» به چاپ برساند و آن را تقدیم کسانی کند که با لبخند زیبای‌شان او را به ادامه این راه دلگرم کردند. او به سختی حرف می‌زند اما این باعث نمی‌شود با همه وجود از روزگار و تلاش‌هایی که در عرصه علم و نویسندگی از خود نشان داده ، نگوید.

 

شناور در دریای باور:

6 ماهه به دنیا آمدم و همین تولد زودهنگام بود که موجب نرسیدن اکسیژن به مغز و فلج مغزی‌ام شد. وقتی خود را شناختم، فهمیدم با دختران هم‌سن و سالم خیلی فرق می‌کنم. آن‌ها راه می‌رفتند و بازی می‌کردند اما من باید روی یک صندلی می‌نشستم و تنها نگاه می‌کردم. مادر تنها مونس من بود . روزها با من گفتار درمانی کار می‌کرد و مرا فیزیوتراپی‌ می برد. با آنکه سن کمی داشتم ولی به خوبی خستگی را در چهره او می‌دیدم؛هرچند که هیچ‌وقت این خستگی را از زبان او نشنیدم.نمی‌توانستم در مدرسه عادی درس بخوانم به خاطر همین به تهران آمدیم و در مدرسه توانخواهان شروع به تحصیل کردم. روزهای اول برایم خیلی سخت بود ولی با خواندن جمله‌ای از «آندره ژید» نویسنده معروف فرانسوی مسیر زندگی‌ام عوض شد.« این مهم نیست که دیگران درباره تو چگونه فکر می‌کنند، مهم این است که تو خود را چگونه می‌بینی». به داستان علاقمند بودم، برای همین تمام کتاب‌های هوشنگ مرادی کرمانی را خواندم. 13 ساله بودم که نخستین قصه‌ام را با نام «دختر موقهوه‌ای» نوشتم و در جشنواره‌ای که توسط انجمن باور برگزار شد و داور آن نیز هوشنگ مرادی کرمانی بود، موفق به کسب جایزه شدم. وقتی جایزه‌ام را گرفتم و تشویق شدم ، انگیزه‌ام بیشتر شد و همین نقطه شروعی برای حرکت شد .

در طول دوران تحصیل بالاترین نمرات را گرفتم اما یادگیری ریاضی برای من دشوار بود، با این حال هیچ‌وقت دلسرد و مایوس نشدم. گذراندن دوره پیش‌دانشگاهی مشکل بود چون کلاس‌ها در طبقه چهارم بود و مدرسه آسانسور نداشت؛ با این وجود با معدل 19 این مرحله را پشت سر گذاشتم. برای امتحانات باید از منشی استفاده می‌کردم و از آنجایی که به‌دلیل اسپاسم، بیان بعضی از کلمات برایم سخت بود با مشکلات زیادی مواجه می‌شدم.

درمیان ظلمت و تاریکی زمین، دنبال راهی برای نجات بودم. بارها از خدا این راه راخواستم تا اینکه پاسخ آن را پیدا کردم. خدا به من به هدیه ای داده‌بود و این هدیه بیماری‌ام بود. گفتم این هدیه‌ای پر از رنج و سختی است. او گفت انسان‌هایی را آفریده‌ام که با داشتن جسم و عقل سالم از راه من منحرف شده‌اند، می‌خواهی مثل آن‌ها باشی؟پس از پایان پیش‌دانشگاهی احساس کردم هنوز به آن قله‌ای که می‌خواستم، نرسیده‌ام. تصمیم گرفتم در کنکور شرکت کنم و مادرم با وجود تمام خستگی‌ها، پذیرفت کمکم کند. دانشگاه علامه طباطبایی قبول شدم ولی این دانشگاه برای فردی با معلولیت فلج مغزی مناسب‌سازی نشده‌بود، نمی‌توانستم بر هیجاناتم کنترل داشته‌باشم و دایما از روی ویلچر سر می‌خوردم و نمی‌توانستم در کلاس‌های حضوری شرکت کنم. دانشگاه مجازی را به‌ناچار انتخاب کردم اما این دانشگاه نیز تنها درچهار رشته دانشجو می‌پذیرفت . ادبیات در بین رشته‌ها نبود. ناگزیر در رشته حقوق مشغول به تحصیل شدم. تصمیم گرفتم با تحصیل در این رشته از حقوق معلولان دفاع کنم و با نوشتن و چاپ دو کتاب در این زمینه توانستم دین خودم را به معلولان ادا کنم.

سمت چپ مغز من فلج است، به همین‌دلیل در یادگیری درس‌های استنباطی مانند فقه و منطق با مشکل مواجه هستم ولی به خاطر داشتن حافظه‌ای قوی سعی می‌کنم استنباط‌ها را به خاطر بسپارم. در کلاس‌هایی که موسسه رعد کرج برگزار می‌کند، همیشه حضور فعالی دارم. وقتی با بچه‌های موسسه آشنا شدم، فهمیدم خیلی‌ها از زندگی ناامید هستند . سعی کردم برای آن‌ها نقطه امید باشم . به آن‌ها می‌گویم زندگی یعنی مبارزه با سختی ها و رسیدن به موفقیت، نباید هیچ وقت امید را از دست داد. بارها در زندگی شکست خوردم ولی هیچ وقت ناامید نبودم .

 

لحظه های دلتنگی:

با تمام امیدها، لحظه‌هایی بودند که تلخی‌شان هنوز زیر زبانم است. از اینکه نتوانستم در رشته مورد علاقه‌ام تحصیل کنم، دلم شکست. از اینکه اجازه تحصیل در کلاس‌های زبان را به من ندادند، غصه خوردم . از اینکه همکلاسی‌هایم با آنکه می دانستند نمی توانم از روی تخته سیاه بنویسم بعد از پایان درس بلافاصله از کلاس خارج می‌شدند تا نتوانم جزوه‌ها را بگیرم و کپی کنم، دلم بارها شکسته است. از اینکه مردم توانمندی‌هایم را از ظاهرم قضاوت کرده‌اند، بارها دلگیر شده‌ام. از اینکه مسئولان با نگاهی بی‌تفاوت از کنار شهر و معابری که مناسب‌سازی نشده عبور می‌کنند، دل شکسته‌ام. با همه این‌ها هیچ‌گاه ناامید نشدم. آهسته می‌نویسم و برای نوشتن یک صفحه، یک تا دو هفته زمان نیاز دارم. در تمام این سال‌ها در کنار دلتنگی‌ها از مردی باید یاد کنم که مشوق من بوده‌است؛ استاد کاظم‌پور از استادان دانشگاه، خیلی به من کمک کرد . استاد آیین دادرسی‌ام، تنها کسی که پای حرف‌هایم نشسته و به وبلاگم سر می‌زند و تشویقم می‌کند. مادر م نیز همراهی است که جاهای خالی را برایم پر می‌کند. تنها دلخوشی‌ام، مادر است. وقتی نمی‌توانم حروف بزرگ را تایپ کنم، مادر مثل همیشه با مهربانی پشت کامپیوترم می‌نشیند و کمک می‌کند.

دلم می‌خواهد به خانه دوستانم بروم و در جشن تولد‌شان حاضر شوم ولی عبور از خیابان‌ها و ورود به ساختمان‌ها برایم دشوار است. پدر و مادرم این کار را به جای من انجام می‌دهند. آرزوی گم شده‌ام آن است که استفاده از امکانات شهری برای همه ممکن شود. لحظه‌ای نیست که ترس وجودم را نگیرد وقتی با خود فکر می‌کنم اگر روزی پدر و مادر نباشند، قدرت انجام هیچ کاری را ندارم. خورشید با طلوعش، امید دوباره‌ای به زندگی‌ام می‌دهد برای همین اسم وبلاگم را «خورشید تابان آرزوها» گذاشته‌ام. به اعتقاد من هر ثانیه فرصت تازه‌ای برای شکفتن گل توانایی است ، پس امیدوار باش و در تاریکی، چراغی بیفروز. با این امید بود که «قهرمان عرصه زندگی» و «تولدی دوباره» را نوشتم و بعد از آن‌ها «پرواز بر بال عشق» را به رشته تحریر درآوردم. «سفیران ساحل امید در قوانین حقوقی» و «آوای الفاظ حقوقی » را در ارتباط با حقوق معلولان در جوامع بین‌المللی و قوانین ایران، حقوق فرهنگی معلولان، معلولیت و حقوق شهروندی، روز جهانی معلولان و عصای‌سفید، معلولیت ذهنی و معرفی NGO و انجمن‌های فعال در حوزه معلولان نوشتم. امروز نیز کتاب «دریای باور» را به چاپ رساندم. متاسفانه برای چاپ این کتاب‌ها حمایتی از من نمی شود و پدر ومادرم با تامین هزینه این کتاب‌ها را چاپ می‌کنند و بخش کوچکی از آن‌ها فروش می‌رود و بقیه آن را به دیگران هدیه می‌دهم. کاش می‌شد یک روز با نوشته‌های‌مان قد می‌کشیدیم و روزی را می‌دیدیم که بدون نیاز به ترحم دیگران و تنها در جهت حمایت و دلگرمی از معلولان، کتاب‌های من و دوستان معلول دیگر به فروش می‌رفت تا معجزه یک لبخند مهربانی را با همه وجود باور کنیم.

خبر نگار :زهرا ما هانی

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٦/٦/۱٤ | ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

 

 به نام خدا

معراج  :

در آغاز خلقت زمین تاریک و در جست وجوی نور زندگانی است،   دریاهای  خروشان  در جست و جوی آرامش   رودها  در پی جاری شدن از میان نهر زیبای زندگی،     

درختان سرسبز درآستانه شکفتن گل ،   خورشید در انتظار برآمدن روز و انسانها چشم انتظار سفر زندگی ،  سفری به کوتاهی روزهای پر فراز و نشیب  عمری  که ا ز ل حظه  تولد  تا  به  معراج  رسیدن ا نسان،

 ما را بر سر دوراهی های بسیاری قرار می دهند تا روحمان رشد کند ،   دو راهی شک و یقین برای سنجش میزان ایمان به خداست ،  دوراهی دشمنی

و دوستی برای سنجش میزان وفاداری انسانها به یک دیگر است ،  دو راهی عشق و نفرت  برای سنجش میزان  قدرت عشق  ورزیدن انسانها  به یک دیگر است ،

 دوراهی  نیکی و  پلیدی  برای   سنجش میزان  پاکی   فطرت   انسانها ست،  دو راهی  غم و  شادی  برای  ترسیم  زلالی احساس انسانهاست،  دوراهی کینه و بخشش  برای سنجش میزان سبکبالی انسانهاست،

  دوراهی حسرت و لذت برای سنجش میزان  موهبتهایی  است که در زندگی نصیبمان  شده  است ،   دوراهی دروغ  و  راستگویی   برای   سنجش   میزان نفوذ  کلاممان  به  قلبهاست ،  دوراهی  صبر  و بی  حوصلگی  برای  سنجش میزان قدرت پذیرش آنچه که خدا  برایمان مقدر کرده است،

 

دوراهی جهل و هوشیاری  برای سنجش  میزان ظرافتهای  آفرینش انسان است، دوراهی غبطه و حسادت برای سنجش  میزان شخصیت رشد  یافته انسان است، 

 دوراهی  یاس  و  امید   برای  سنجش  میزان  ارزشی  که  برای  دقایق عمر قائل  هستیم ،  دوراهی شکست وموفقیت برای سنجش میزان خودشناسی ماست،

 دوراهی غرور و تواضع برای سنجش  میزان  صفای باطن ماست،   دوراهی ترس از آینده  واعتماد  به  خدا  برای   سنجش   میزان خداشناسی ماست  و  دوراهی  سعادت   و شقاوت  برای  سنجش  میزان گنج های  درونی ماست،

   حالا  این انتخاب  ماست که در دوراهی های زندگی  از نفس اماره اطاعت  کنیم ،  همراه  شیطان  شویم و زمینی  بمانیم  یا از نفس لوامه اطاعت کنیم وانسان بمانیم ،آسمانی شویم و به معراج برسیم  .                        

96/6/2      

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳٩٦/٦/۳ | ۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

به نام خدا

رد پا :

 

 

ردپای شاعرانگی هایم را بگیر تا مرا بهتر بشناسی، ردپای احساسم را بگیر تا دلتنگیهایم را بهتر حس کنی ،  ردپای رنجهایم را بگیر تا اندکی  از صبوری های  لحظات  عمرم  را  دریابی،  رد پای اشکهایم را بگیر تا خوشبختی های کوچکت را قدر بدانی ،  ردپای افکارم را بگیر تا عظمت وجودم را دریابی ،

 

رد پای زخم های عمیقم را بگیر تا سبک بال شوی، ردپای حسرتهایم را بگیر تا لذتهای کوچکت را لمس کنی ، ردپای مهربانیم را بگیر تا لطافت درونم را حس کن ، رد پای کلماتم را بگیر تا با دنیایم آشنا تر شوی، رد پای دعاهایم را بگیر تا آسمانی شوی.

 

من در روزهای زندگیم به روشنایی قلب هایی که به دست آورده ام توانسته ام ردپای عشقم را در قلبهای مهربان باقی بگذارم، به تازگی فصلهایی که در آن زیسته ام توانسته ام ردپای رنگهای زیبای هستی را نظاره گر شوم، پشت همه دروغهایی که به زبان آورده ام یا از دیگران شنیده ام توانسته ام ردپای صداقت را جست وجو کنم،

 

پشت همه مشکلاتی که در زندگی با آن روبه رو هستم توانسته ام رد پای پذیرش را جست و جو کنم ،    پشت همه ناکامی هایی که در زندگی با آن رو به رو هستم

توانسته ام ردپای موفقیت را جست وجو کنم،پشت همه سکوت هایی که در برابر قضاوت های ناعادلانه مردم کرده ام توانسته ام ردپای فریاد قلم را جست وجوکنم  ،

 

پشت همه اشتباهاتی که در زندگی مرتکب شده ام توانسته ام ردپای تجربه را جست و جو کنم ،پشت همه امتحانهای بزرگی که در زندگی با آن روبه رو شده ام توانسته ام رد پای درسهای انسان ساز را جست وجو کنم ،

 

پشت همه افسانه هایی که خوانده ام توانسته ام ردپای خوبی آدمها را جست وجو کنم و پشت همه  دلواپسی هایی  که برای  آینده ام  دارم توانسته ام  رد پای  اعتماد به خدا  را  جست وجو کنم، چون به خودم قول داده ام به گرمی  نفسهایی که می  کشم رد پای  مهربان خدا را درمیان لحظات  زندگیم  حس کنم،   ناگفته های  پشت قلبم را  فقط  برای تو  بازگو می کنم و به فرمان کا ئنات  گوش  می دهم تا بتوانم  از راه های  تازه  عبور  کنم و  سرمایه های  وجودی  خویش را دریابم،انرژی مثبت افراد را به سوی خود جذب کنم  و بتوانم در ساحت آسمانیت هوای خوشبوی زندگی را نفس بکشم.    

 

8/5/96                                                                                                                                                            

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٦/٥/۸ | ٩:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

summer views 18 Summer Views

 

به نام خدا

 

تابستان جشن تولدخورشید :

 

 تابستان  فصل  طلوع   خورشید   عشق از  اعما ق  نفرت های  مردم  زمانه

است تا بتوانیم رنگ عشق را به روی زندگی بپاشیم  و عاشقانه  به خورشید

سلامی دوباره کنیم ،  تابستان  فصل  طلوع خورشید  مهربا نی از اعماق بی

مهری های  مر دم زمانه است .

 

 

 

 

تا  بتوانیم  رنگ مهربا نی را به روی زندگی  بپا شیم و دستان یکدیگر را به

گرمی   بفشاریم ،  تا بستان  فصل  طلوع   خورشید   امیدواری از  اعماق

ناامیدیهای مردم زمانه است تا بتوانیم رنگ امید را به روی زندگی  بپاشیم.

 

 

 

و حضور گرم خدا را در میان قلبمان حس کنیم، تابستان فصل طلوع خورشید

شادمانی  ا ز اعماق غمهای  مردم زما نه  است  تا  بتوانیم  رنگ شادی را به

روی  زندگی  بپا شیم  و  یک  بار  دیگر  لبخند  زنان به  تما شای  طلوع   آفتاب

صبحگاهی بنشینیم .


 

تا بستان فصل طلوع خورشید  نیکی از اعما ق پلیدی های  مردم زمانه است

تا  بتوانیم  رنگ نیک بختی را  به  روی  زندگی  بپا شیم  و یک  بار دیگر  انسان

زیستن  را  تجربه  کنیم ،  تا بستان  فصل  طلوع خورشید بخشندگی از اعماق

کینه ورزی   مردم   زمانه   است  تا بتوانیم  رنگ  بخشش  را  به  روی  زندگی

بپاشیم و یک بار دیگر  زلالی  احساس  آدمی  را  درک  کنیم،   تا بستان  فصل

طلوع خورشید آرامش از اعماق دلتنگی های مردم زمانه است تا بتوانیم رنگ

آرامش را به روی زندگی بپا شیم وموسیقی آفز ینش را عمق جان بشنو یم.


 تا بستان  فصل  طلوع  خورشید  موفقیت  از اعماق ناکامی های مردم زمانه

ا ست تا بتوانیم   رنگ   مو فقیت را  به روی زندگی بپا شیم و  روحمان  تعالی

یابد،  

 

 

تا بستان  فصل  طلوع خورشید  توکل  از اعما ق رنجهای  مردم  زمانه  است

 

تا بتوانیم ر نگ توکل را  به روی  زندگی بپاشیم و از شاهراه آسمانی یاد خدا

عبور کنیم تا به سعادت برسیم.

 

 

دوستان عزیزم  روشنترین  جشن  تولد  خورشید  را برایتان  آرزومندم ، نگاه پر

مهر خدا بدرقه راه خوشبختی شما باد.

 

96/4/10

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٦/٤/۱۱ | ۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۹۴

 وقتی معلولیت مانع از کمک به دیگران نمی شود

تاریخ درج: جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۹۴ / ۲۰:۰۰ شناسه: ۰۰۳۲۲۵

 

 

  دوازدهمین قسمت مجموعه   «نقطه های برجسته»    با موضوع تحصیل و فعالیت های دختری که از ناحیه پا و دست معلولیت دارد از شبکه افق پخش می شود.

به گزارش روابط عمومی شبکه افق، مجموعه «نقطه های برجسته» روایتی است از تلاش معلولان جامعه که با وجود کمبودها و مشکلاتی که دارند، اما در رسیدن به هدف  تلاشی وافر داشته  و توانسته اند   بر ناتوانی هایی  جسمی فائق آیند و به موفقت برسند.

مسیح علایی مجری برنامه، خودش هم نابیناست و در هر قسمت، پای صحبت های زنان و مردانی می نشیند که دارای معلولیت های مختلف هستند.

در دوازدهمین قسمت «هانیه عرب» مهمان «نقطه های برجسته» خواهد بود؛ او دختری است که از ناحیه هر دو دست و هر دو پا دارای معلولیت بوده و فقط با یک انگشتش قادر به تایپ کردن است همچنین در زمینه صحبت کردن عادی نیز مشکلاتی دارد.

هانیه با وجود همه این مشکلات، تحصیل را رها نکرده و توانسته است موفق به اخذ مدرک کارشناسی حقوق شود.

او سعی دارد از حقوق انسان هایی که با مشکلاتی در جامعه برخورد کرده اند دفاع کند   به همین دلیل این رشته  را انتخاب کرده و فعالیت هایی   هم در این زمینه داشته است.

رضا ابراهیم پور تهیه کنندگی «نقطه های برجسته» را بر عهده دارد که این هفته   جمعه ۲۰ شهریور ساعت ۱۹ و تکرار آن ۱۰,۳۰  و ۱۵.۳۰  روز شنبه از شبکه افق پخش خواهد شد.

  

 
 
  
 
 
  
 
 
  
 

 

  منبع : روابط عمو می شبکه افق

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩٤/٦/٢۱ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

به نام خا لق یکتا

((  افتتا حیه کلبه کتاب  ))

به همت جناب آقای محسن حسینی طا ها وهمسر گرامیشان  سر کار خا نم

معصومه نوری که هر دو دستی بر قلم دارند در، روز چهارشنبه 21 مرداد ماه

1394 با حضور جمعی ازاسا تید دانشکده ادبیات دانشگاه علا مه طبا طبا یی

واستاد فرهیخته میر جلا الدین کزازی وجمعی از مسئو لین محترم شهرداری و

  شورای شهر کرج در با غ جهان ( پار ک تنیس )جهان شهر کرج افتتاح گردید .   

(    با سپا س ویژه از جناب آقای طوسی )

 

آثاری از نویسند گان معلول در این مکان عرضه میگرد د.

1-   ها نیه  عرب با   5  اثر

2-  سهیلا رحمانپور با 2 اثر

3- فا طمه فهیمی با  2 اثر

4- امید    ملکی  با   2 اثر

15/6/94

 

     

 
 
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٤/٦/۱٦ | ٧:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

      

به نام خدایی که همان است که من می خواهم  با شد که من هم هما نی باشم که خدا می خوا هد

 

حضور دربرنا مه نقطه های بر جسته ( شبکه افق سیما ) :

 

بر نا مه نقطه های بر جسته به تهیه کنند گی آ قا ی رضا  ابراهیم پور واجرای

خا نم مسیح علا یی که خود  نا بینا می باشد .   برنامه گفتگو محور با موضوع

موفقیت وحضور معلولین در جا معه می با شد که در 26قسمت سی دقیقه ای

 روز های جمعه از شبکه افق روی آنتن می رود .

 

دربرنامه روزجمعه 13شهریورماه این حقیرافتخار

حضوردارم

 

 

زما پخش برنا مه : جمعه ها سا عت 19 الی 30/19

تکرار : ساعت 24 همان شب

تکرار روز بعد : ساعت 6 الی 30/6 صبح   10 الی 30/10 ، 15 الی 30/15 عصر

 

 دید ن این بر نامه گفتکو محور را به بینند گان عزیز جهت تغییر در نگرش معلولین پیشنهاد می کنم

 

 هفنم شهر یور ماه یکهزارو سیصد و نود و جهار

                                                              

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩٤/٦/٧ | ۸:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

عکسهای بسیار زیبا از طبیعت سراسر دنیا، www.pixnaz.info

 

به نام  خدا

تولد آ فتاب :

در صحنه  زندگی  همه در جست و جوی معنای  زند گی خود  هستند عده ای  معنای یک زندگی خوب ر ا در داشتن گنج می دانند و هرچه بیشترهم ثروت به دست می آ ورند  سیر نمی شوند.

در  حالی که  عده ای  هنوز در حسرت یک  لقمه نان  مانده اند ،  برای تعدادی داشتن  یک همراه مهربان  بهترین لذت دنیاست در حالی که  عده ای تنهایی را ترجیح  می  دهند ،   برای بعضی ها  داشتن  بچه  شیرین ترین آ  رزوست ولی بعضی  دیگر به راحتی از کنار این نعمت بزرگ   می  گذرند  برای  بعضی  افراد  داشتن سلامتی بزرگترین خوشبختی است که تا از  دستش ندهند قدرنخواهند دانست .

اگر باور  داشتیم  دارای هر شخصیتی که باشیم  وبه هرجا که  برسیم  مقصد همه ی  ما آ غوش مهربان خداست  و  حقیقت  وجودی  همه ما یکسا ن است فقط  مسیررسیدن به سعادتمان متفاوت است   اگر  آفتاب نورانی ایمان در قلب زلال تومتولد شود خواهی فهمید زمین جای ماندن  نیست و باید راهی  آ  سمان شوی و کبوتر دل را به سوی  ستارگان  عالم معنا  پرواز دهی تا عطر خوشبوی بهشت را  استشمام  کنی  ولی  به  خاطر  داشته  باش  اگر  کبوتر  دل  انسان بشکند  سالها  وقت می خواهد تا  بتواند  تا اوج   آ  سمان پرواز  کند  و همچنان زلال  و  پاک  بماند پس  بیشتر مراقب  شکستن و  زمینگیر  شدن  دل  یک دیگر باشیم .   در تولد   خورشید  و تبلور  تاریکی  شب  در  قاب  خاطره های  زندگی  گاهی خندان و گاهی گریان می شویم  ،  گاهی دلگیر و گاهی صبورمی شویم گاهی بی رحم و گاهی  مهربانیم ،   گاهی با وجدان  و گاهی سست ایمانیم  .  آ دمیان  به  شگفتیهایی  که در جهان  می  آفرینند  و رنجی که می کاهند   می ارزند،   سرنوشت خود را زیبا  انتخاب کن  تو  هم  هر روز  به خورشید عاشقانه لبخند بزن و گنج ایمان را در وجودت جاودانه بساز تا بتوانی هر روز با یک معجزه جهان  را  غافلگیر  سازی .    اکر  در جاده  زیبای زندگی  تنهایی  تو   را   آ زرده خاطر  کرد  غمگین  مباش  زیرا  خداوند   بهترین ها  را  تنها   می  آ فریند  و  تو بهترینی   .                                                                

1/6/94


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٤/٦/۱ | ٦:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.