خورشید تابان آرزوها :

 

سپیدۀ هر صبح، شروع خوبی برای همراهی با کائنات است؛ با زندگی همراه شو! آسمان قلبت را به وسعت آرزوهای خوب جهان بگستران، جهان به حضور و آرمان‌های متعالی تو نیاز دارد؛ رسالتی که بر  دوش توست از عهدۀ هیچ‌کس برنمی‌آید. اگر برابری امکانات برای نسل امروز آرزویی بزرگ و یا دست‌نیافتنی است، اگر سهم امروز ما مبارزه با سختی‌ها و جنگیدن برای دستیابی به کوچک‌ترین خواستۀ خود است، تو برای آسایش بیشتر نسل معلول آینده تلاش کن!

       این را هرگز فراموش نکن، اگر امروز تشکلی داریم که می‌توانیم در آن از خواسته‌ها و حقوق ازدست‌رفتۀ خود سخن گوییم و یا مراکز رعدی که به وجود آمده تا ما را از کنج انزوا بیرون کشند، تا بتوانیم وارد اجتماع شده با هم‌نوعان خود ارتباط داشته باشیم و بفهمیم تنها نیستیم، دردمان مشترک است، تا راحت‌تر بتوانیم مشکلات ناشی از معلولیت را تحمل کنیم، اگر به جایگاهی رسیدیم که در روزهای خاص تریبونی را در اختیارمان قرار می‌دهند تا نیازها و آرزوهای دست‌نیافتۀ خود را در گوش شنوای مسئولان فریاد بزنیم، حتی اگر این روزها هم در هیاهوی تبلیغاتی باشیم، همۀ اینها حاصل یک عمر خون دل خوردن و تلاش‌های صادقانۀ نسل معلولی است که هرگز خوشبختی را فقط برای خود نخواست، نسلی که شاید خودش نتوانست از این امکانات بهره‌ای ببرد، اما هرگز به خود نگفت که آسودگی نسل آینده برایم مهم نیست.

      آیا قدرشناس خوبی برای زحمات بی‌چشم‌داشت نسل گذشته هستیم یا آن را با وظیفه اشتباه می‌گیریم. خوشبختی فردای معلولان در دستان مهربان توست و به حرکت امروزت بستگی دارد، آن را از دیگران دریغ مکن!

 

 

و یک خواهش از نسل معلول آینده: تو هم تلاش‌های ارزشمند امروز مرا از یاد نبر و ادامه‌دهندۀ راهم باش! 

 

 

       من به طلوع «خورشید تابان آرزوها» در فردای روشنی که دیگر هیچ تفاوتی از جهت دسترسی به همۀ امکانات بین افراد سالم و معلول وجود نداشته باشد و تنها دغدغۀ یک معلول مشکلات مربوط به بیماریش باشد، خوشبینم؛ به همین خاطر نام وبلاگم را «خورشید تابان آرزوها» نامیدم، اما طلوع این خورشید به همراهی و صبر بی‌پایان همۀ دوستان معلول در آگاهی‌بخشی به جامعه نیاز دارد.

 

           یکم آذر ماه 1393

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩۳/٩/۱ | ٤:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

                             

                        

بازی زندگی :

زندگی، بازی امروز و فردای من و توست؛ زندگی همسفر همۀ دلتنگی‌هایی است که فریاد نمی‌شوند؛ زندگی همنفس همۀ سختی‌هایی است که بر دوش تو می‌گذارند؛ زندگی گرمی همۀ خاطره‌هایی است که در قلب زمان می‌ماند؛ زندگی همدم همۀ خوشبختی‌هایی است که ما می‌سازیم؛ زندگی باور همۀ امیدهایی است که به فردا داریم؛ زندگی شوق رسیدن به فردایی است که هرگز نخواهد آمد؛ زندگی حسرت روزهایی است که هرگز باز نخواهد گشت و خاطره خواهد شد.

       ظرف امروز پر از بودن توست. یادت باشد تو نه در دیروزی و نه در فردایی؛ تو ساکن امروزی؛  جهان امروز تو را می‌خواند؛ به کمکش بشتاب و از میان هزاران راه تازه مسیر رسالت خود را بیاب؛ و از میان هزاران شمع سوخته، شمعی بیفروز تا چراغ انسانیت آدم‌هایش روشن شود و جهان غرق در نورشود.

       در بازی زندگی قبل از این که دربارۀ صبر کسی قضاوت کنی، به اندازۀ او صبور باش؛ قبل از این که صحبت‌هایش را بشنوی، به سکوت پشت چشمانش بیندیش؛ قبل از این که دربارۀ دردهای کسی قضاوت کنی، با دردهایش زندگی کن؛ و قبل از این که در جهان غرق شوی، با آن همراه شو؛ برندۀ این بازی تو باش، نه روزمرگی گاه‌وبی‌گاه آدمها.

       شاید این آخرین نفس برای همراهی با لبخند باشد؛ پس به زندگی لبخند بزن و سهمت را از آن بگیر و اثری جاودان را از خود در پهنۀ هستی به یادگار بگذار!

2/8/93


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳٩۳/۸/٢ | ٥:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

  

     

 

وفاداری

 

روزگار، گذرگاهی برای شنیدن قصۀ آدم‌های بزرگ و کوچک زمین است؛ دنیا معیاری برای سنجش وفاداری آدم‌ها به ارزش‌هاست،  ارزش‌هایی که گاه فراموش می‌شوند.

قلب‌ها گاه فراموش می‌کنند به مهربانی وفادار بمانند؛ سخن‌ها گاه فراموش می‌کنند به قولشان وفادار بمانند؛ گوش‌هایی که گاه فراموش می‌کنند به حرف دل وفادار بمانند؛ فریادها گاه فراموش می‌کنند به سکوت‌ها وفادار بمانند.

قلم‌ها گاه فراموش می‌کنند به واقعیات وفادار بمانند؛ احساس‌ها گاه فراموش می‌کنند به دردها وفادار بمانند؛ اما بیا من و تو به باورهایمان وفادار بمانیم و درد مشترکمان را فریاد بزنیم؛ دست در دست یکدیگر دهیم و راه را برای نسل آینده هموارتر سازیم و چشم به افق روشن فردا بدوزیم؛ بگذار دردهای امروز من و تو راهی برای آسایش دیگران بگشاید.

از جا برخیز و برای دیگران گامی مؤثر بردار. به این ضرب‌المثل که «دیگران کشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند» جامۀ عمل بپوشان! وظیفۀ خود را در قبال بندگان به‌خوبی انجام بده! به باورهای زیبایت وفادار بمان و آن را در جهان منتشر کن! بگذار واژۀ توانایی تو در جهان بپیچد، مثل آواز رود در دشت! با لحظات زیبای این جهان همراه شو تا زندگی دیگربار در شکوه چشمانت جانی تازه بگیرد! راهی را انتخاب کن تا دیگران همراهت شوند و از تو به‌عنوان اسطوره‌ای مقاوم یاد کنند! در این مسیر مانع بسیار است، اما تو همراهی خدا را صبورانه باورکن!

 1/7/93


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۱ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

بنام خا لق یکتا

دوست:

دوستی، یعنی با قلبت عشق بورز و فصل جدیدی از یگانگی با جهان را تجربه کن!

دوستی،یعنی با ظرافت دستهایت، در گذر پرفراز و نشیب ثانیه‌ها یاریش کن و تکیه‌گاه محکمی برای شانه‌های لرزانش باش!

دوستی، یعنی با پاهایت او را در بالا رفتن پلکان موفقیت و رسیدن به قلۀ خوشبختی همراهی کنی!

دوستی، یعنی با چشمی بینا سیرت زیبایش را ببین و روشنایی‌بخش تاریکی‌های زندگی‌اش باش!

دوستی؛ یعنی با گوشی شنوا حرف دلش را بشنو و رازهایش را در نهان‌خانۀ دلت نگاه دار!

دوستی، یعنی با روح مهربانت غم و شادیش را لمس کن و لطافت روحش را درک کن!

دوستی، یعنی مهربانی را در کلامت جاری کن و نخستین جرقۀ امید را در گوشۀ ذهنش روشن کن و او را به حرکت وادار کن!

 

در این دنیای رنگارنگ هرکس در جست‌وجوی فرصتی است تا باشکوه‌ترین اثر هنری را از زندگانی خود خلق کند تا در ذهن‌ها ماندگار شود.

هنر والای عشق ورزیدن بیاموز و بدان اگر عطر یادت در صدف قلب کسی جای گرفت، هیچ‌گاه تو را فراموش نخواهد کرد و همیشه عطر وجودت را استشمام خواهد کر د.

1/6/93

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩۳/٦/۱ | ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

پر واز بر بال عشق

 

پرواز بر بال عشق 

 

موارد مورد بحث : یادداشت ها و دل نوشته ها ( شب آسمانی، سهم من از زندگی، بازی زندگی، تقدیر، وفاداری و .......

 

  دو کتابم به نامهای قهرمان عرصه زندگی (در قالب داستانهای کوتاه )

تولدی دوباره (دل نوشته ونثر ادبی )که منتشر شده است .

 

 دو کتاب حقوقی نوشته ام به نامهای آوای الفاظ حقوقی (در قالب لغات حقوقی )و سفیران ساحل امید ( دررابطه با حقوق معلولین ) که کتابهای حقوقی در نوبت چاپ می با شند که امیدوارم در آیند ه نزدیک به معلولین عزیز وجا معه فرهنگی کشور م تقدیم نما ییم .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳٩۳/٥/۱٧ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()



                              وبلاگ لبخند زندگی سه ساله شد  



 

                                  لبخند زندگی :

هدفم از ساخت وبلاگ این بود که فضایی را برای تبادل اطلاعات فراهم کنم تا شاید بتوانم آیندۀ بهتری را برای خود و همنوعانم رقم بزنم. در وبم از امیدهایی که در تاریکی وجود دارد سخن می‌گویم.

       وقتی شخصی که در شهر دورافتادۀ ایران زندگی می‌کند و تنها راه ارتباطی او با جهان اینترنت است، به من می‌گوید: نوشته‌های تو مرا به زندگی امیدوار کرده و می‌خواهم درس بخوانم، لطفاً مرا راهنمایی کن؛ یا شخصی که از بیماری هپاتیت رنج می‌برد، گفت: من از تو مبارزه با سختی‌ها را آ موختم؛ دوستی که از سلامتی کامل برخوردار است، می‌گوید: من از تو آموختم تنبلی نکنم و برای رسیدن به مؤفقیت بیشتر تلاش کنم. همۀ آنها نمونۀ بارز انسان‌هایی هستند که توانسته‌ام زندگی‌شان را دگرگون سازم و وبلاگم آن‌قدر ارزشمند بوده که دوستانی را به فکر ساختن  وب بیندازد تا آنها هم بتوانند احساساتشان را با جهانیان شریک شوند.

و اما انتخاب اسم «لبخند زندگی» بر وبلاگم: 

       بعضی از دوستان معلول بر من خرده می‌گیرند که با همۀ مشکلات فرهنگی و اجتماعی که برای معلولان در سطح جامعه وجود دارد و گاهی مرگ ناگهانی دوستان جوان معلولی که تنها کسانی بودند که ما را با عمق وجود درک می‌کردند و غم از دست دادنشان بعد از گذشت سال‌ها هنوز روی قلبمان سنگینی می‌کند، پس زندگی لبخند نمی‌زند، چرا این اسم را انتخاب کرده‌ای؟!  من هم این‌گونه پاسخ می‌دهم: تمام این رنج‌ها سال‌هاست در قلب من هم ته‌نشین شده است و همیشه با من همراه است، به خاطر داشته باش همین رنج‌ها از ما انسان‌های قوی و ماندگار می‌سازد، پس صبور باش!

       در وبم عبور آدم‌ها را از میان ثانیه‌های زندگی به تصویر می‌کشم که چگونه واژه‌ها را در ذهنم متبلور می‌سازند و احساسم را برمی‌انگیزند تا دلتنگی‌هایم را فریاد بزنم و روزنۀ امیدی را برای حرکت دیگران خلق کنم؛ تو هم به زندگی لبخند بزن و روزنۀ امیدی باش

1/5/92


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/۱ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

             a5Ftori6.gif a5Ftori9.gif a5Fturu1.gif 

 

به نام خدا

پرنده:

نامه دل را بربال پرستوی مهاجری که از آ ن سوی دشت آ رزو می آ ید می نگارم تا خدا  رااز شعر سپید دلتنگیهایم با خبر کند ،  ای پرنده نشانی خانه دوست را دانی کجاست؟

شاید خدا در میان شب بوهای عطر آ گین ایمان منزل دارد شایدخدا را بتوان در میان لبخندکودک تازه متولد شده جست وجو کرد این یعنی خدا از آ فرینش انسان نا امید نشده است .

روحم در آ رزوی پرواز است پروازی به بلندای آسمان  ملکوت برای دل کندن از زمین و رسیدن به اوج بندگی پس به ندای قلبت گوش کن سفر را ازهم  اکنون آغاز کن   ،  سفری به آ ن سوی اقیانوسها برای شنیدن صدای زندگی  ، پروازی به  آن سوی کهکشانها برای کشف حقایق جهان  آفرینش و اشتیاقی برای سیر آ فاق و رسیدن به لطافت زندگی ،  معجزه ها را دریاب و ژ رفای وجودی خود رابشناس .

به چشم انداز زیبای جهان بنگر به امواج دلنشین زندگی گوش بسپار  شهامت تغییر بینش را در خود ایجاد کن  ارزشهای والایت را حفظ کن و برای رسیدن به آرمان های متعالی در زندگی گام بردار.

این را بدان حسرت امروزتو شعله امید فردای تو را خواهد کشت پس به  جای پرسه در تاریکی چراغی بیافروز و زیستنی ارزشمند را  آغاز کن .

 1/4/93

                                                                                                                  

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱ | ۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

 

 

آسمان پرستاره

 

به آسمان آبی که می‌نگرم روحم جانی تازه می‌گیرد، گویی دوباره متولد می‌شوم. می‌دانم آسمان زندگیمان همیشه صاف نیست؛ گاهی آن‌قدر دلتنگیم که باران سیل‌آسای اشکهایمان می‌تواند دنیا را دگرگون سازد، ولی خدا نور امید را در میان تپش‌های ناآرام قلبهایمان زنده نگه می‌دارد تا از ادامۀ راه خسته نشویم.

هیچ به شباهت انسان‌ها با آسمان دقت کردی؟! آسمان وقتی ابریست   می‌تواند سرسبزی به درختان هدیه کند، ما هم زمانی که دردی را از عمق وجود حس کنیم گویی همین درد مشترک دلهای ما را به یکدیگر نزدیک می‌کند و سرآغاز حرکتی نو در پهنۀ هستی می‌شود.

مدتی است در جهان هر کس سرگرم کار خویش است؛ دیگر کسی حال دل دیگری را نمی‌پرسد؛ کوچۀ انسانیت خلوت است؛ مهربانی‌ها رنگ باخته؛ دیگر حرف‌های صادقانه خریدار ندارد، اما تو در گذرگاه پرهیاهوی زندگی، انسانیت را به من بیاموز و مراقب سلامتی قلبت باش.

به آسمان پرستاره بنگر که چگونه در اوج تاریکی می‌درخشد، تو هم از دردهایت پلی به سوی روشنایی بساز؛ شاید همین گردش تلخ و شیرین روزگار، به تو مجالی برای اندیشیدنی متفاوت در پدیدۀ هستی را دهد و پنجرۀ جدیدی از معرفت کردگار را به رویت بگشاید تا شگفتی‌های آفرینش را دریابی و همچون پرنده‌ای سبکبال به سوی اهداف متعالی زندگی پرواز کنی.

و اینک تو ای آشناترین غریبۀ جهان،  ای انسان! مرا به خلوتگاه رازی دعوت کن تا بتوانم راز هنرمندی آفریدگار را در تلاطم‌های گاه و بی‌گاه قلبم جست‌وجو کنم و به شعر زیبای زندگیم معنایی تازه بخشم.

2/3/93


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ | ۳:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.