پیشگفتار:

 

موضوع تحقیق پیرامون معلول ومعلولیت است که در این رابطه گروه ما سعی داشته اول

 

تعریف مناسبی از معلولیت نماید بعد پیرامون مسا ئل مختلف آن بحث کند .

 

علت انتخاب موضوع مورد نظر عدم شناخت نسبت به مسا ئل معلولین می با شد که ما

 

خواستیم در این تحقیق توانمندی های معلولین را مد نظر قرار داده ونگر ش افراد

 

جا معه را نسبت به این قشر محروم ومظلوم عوض نما ییم که به معلولین به چشم افراد

 

نا توان مطلق که حتی از عقل وفکر شان هم نمی توانند استفاده کنند نگاه ونظر نداشته

 

باشند وبدانند که معلولیت ناتوانی مطلق نیست بلکه محدویت در انجام بعضی از امور می با شد .

شما در این تحقیق به قوانین جامع حمایت از معلولین بر می خوریدکه بیشترین صفحات تحقیق را

 

به خود اختصاص داده است که البته چقدر زیبا همه ی موارد را بیان نموده ولی

 

متا سفانه در عمل آن را نمی بینیم  ؟ نمی دانم شاید در کشور ما که خیلی هم ادعای

 

انسان دوستی ونو ع دوستی در مورد معلولین می شود { به خصو ص روز جهانی معلولین}

 

یا هفته بهزیستی که نیاز است از این قشر استفاده بهینه گردد این قوانین اجرا نمی شود

 

وفکر می کنم اگر اطلا عات کا ذب نبا شد حتی در کشورهایی که ما آن را نژاد پرست و

 

ظالم می دانیم  خیلی بیشتر به معلولین توجه وبه خانواده آنها احترام می گذارند.ولی درکشورما فقط حرف می شنویم وتبعیض می بینیم حتی درمراکز آموزشی وتوانبخشی

که مختص به معلولین است این قشررادرک نمی کنند ودائم معلولین رابا افراددیگر قیاس می کنند درصورتی که هر فرد باهرمشکلاتی که دارد فقط بایدبا خودش قیاس شود وتوانمندی های خودش.

جای بسی تا سف است که حتی درمراکزآموزشی ما نیز به این امر خیلی کم توجه

می شود وبه جای استفاده بهینه ازاوقات دانش آموزان فکرمی کنند که آنها هیچ نمی فهمند واوقات با ارزش آنهارا به بطالت می گذرانند که البته تعدادشان اندک است

وهستند افراد دل سوزی که ازتمام انرژی وتوان وسلامتی خود برای یاری رساندن به این دانش آموزان استفاده می نمایند.

جای بسی تاسف که درخیلی ازموارد تشویق ممنوع است وچون فرد معلول است به خصوص اگرازناحیه دست معلولیت داشته باشد به اوبرچسب می زنندکه فعالیت خاصی که انجام داده کارخودش نیست ودیگران برای او انجام داده اند وای به روز دانش آموزی که خانواده با سواد داشته باشد دیگراین دانش آموز هرقدرهم که ساعی باشد تلاش اودرنظرگرفته نمی شود ومی گویند خانواده ات انجام داده که جای تشکردارد.

 

این پیشگفتار تلخ رابری این نوشتم که همه بدانند وبدانند که اگرهم کسی نباشد مارا

تشویق کند وتلاشهایمان را که با مشکلات بسیار بسیار زیاد انجام می دهیم مد نظر

نداشته باشد هیچ گاه ناامیدنمی شویم زیراخداوند بزرگی را ناظر براعمال خود داریم که انسان هارا باتفاوت های زیادشان وبا هر مشکلی ونقصی که دارند دوست دارد ومی فرماید:  گرامی ترین شمانزدپروردگا ر پرهیز کارترین شماست (نه سالم ترین شما)

خداوند اگربه ما معلولیتی راداده حتما مالیاقت این آزمایش الهی راداشته ایم که دیگران ازآن بهره مندنبوده اند ومعلولیت فقط برای ما نیست زیرا حادثه خبر نمی کند

شایداین مشکل روزی برای هرکس ازهرقشرو طبقه ای وسنی پیش بیاید.

پس بیاییم به جای اینکه سوهان روح یکدیگرباشیم حامی یکدیگر باشیم وبا کمک هم تمامی مشکلات ازجمله مشکل معلولین را به صورت جدی حل کنیم.

                                                                                            هانیه عرب

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٩ | ٦:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

به نام خالق هستی

قا صدک :

 

در آسمان زندگی  همچون پرستویی تیز پرواز برفراز قله ی موفقیت پرواز کردم و گلبوته اندیشه روشن خود را با هزار آرزو آبیاری کردم .

 

در مسیر حرکتم تند بادهای سهمگین  سعی  می کردند راهم را مسدود کنند و مرا به عقب  برانند ولی من بیشتر اوج می گرفتم و مصمم تر به سوی هدفم  پرواز می کردم.

 

 

در یک روز سرد بارانی  که تیرهای  تیز موانع  ،با نادیده  گرفتن  وجودم از آسمان به طرفم  هجوم آوردند به راحتی بال هایم را شکستتند و مرا در صحرای نا امیدی تنها گذاشتند  در همین لحظه ناگهان قاصدک امیدی از آ سمان ملکوت برایم دو بال تازه به ارمغان آورد و به من نوید رویش و بهار داد .

 

 با خود اندیشیدم برای  دیداری عاشقانه با رنگین کمان آرزو ها بایدرگبار مشکلات قبل از آن را  تحمل کرد تابه قله ی موفقیت رسید .

 

 

                                      هانیه عرب

                                     14 بهمن 89


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳٩٠/٧/۸ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

به نام خدا

 

اگرمی خواستید دنیارا بلرزانید چه کار می کردید؟

من اگرمی توانستم دنیارا بلرزانم یاتغییر دهم دنیای جدیدی می ساختم که دل های انسان ها آنقدر به هم نزدیک باشد که بی تفاوت ازمیان کوچه باغ های احساس یکدیگر عبور نکنیم وعده ای را که درآسمان زندگی ابرهای بارانزای تنهایی را مونس وهمراه خود احساس می کنند به حال خودرها نکنیم وبا تقدیم گل خوشبوی مهربانی التیام بخش زخم های وجودشان شویم .

دنیایی که مردمانش اندیشه های  بلند داشته باشند که دیگرازروی ظاهر افراد قضاوت نکنند وهمه ی افراد دارای هر ویژگی که هستند با هم برابر باشند وبتوانند ازهمه ی امکانات برای ساختن روحی بلند واندیشه های بارور برای داشتن جامعه ای آبادتربهره ببرند تنها ملاک برتری آنها درجه ی تقوا وفضیلت های انسانی باشد.

جامعه ای که مردم بتوانند بدون جنگ وخونریزی درصلح و آرامش با هم زندگی کنند واختلاف طبقاتی وجود نداشته باشد.

به امید روزی که درچنین جامعه ای زندگی کنیم .

هانیه عرب

2/6/89


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳٩٠/٧/٢ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.