سفرهٔ شب یلدا

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

  •  

نام

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند.[۱] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۲]

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۳] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۴] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

  • «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۶]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۷] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

  • محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۸] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۹] تاریخدانان، تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۰]
  • در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
  • در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

 

 

میز شب یلدا در جشن ایرانیان هلند، دسامبر ۲۰۱۱

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

استان آذربایجان (شرقی و غربی)

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

استان مازندران

در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته می‌شود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان‌های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.

استان فارس

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

استان همدان

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

استان خراسان

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

استان اردبیل

در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و... از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.

استان گیلان

در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.[نیازمند منبع]

استان کرمان

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

استان قزوین

مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به "شب چره" معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر برکتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع که مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کنند کوچکترها شعر "هر که نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل می‌کند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌کشا و انجیر خشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یکی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

خوراکی‌ها

انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری را دارد .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٩ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

روزنامه صبح ایران آرمان روابط عمومی  (  خبر از معصو مه نوری)                                

 کد خبر: 22320

( چه گو یم که نا گفتنم بهتر است )

تاریخ خبر: ۱۳۹۱ یکشنبه ۱۲ آذر

 

 

 آرمان: تصمیم گرفتم به دیدن هانیه که یک بار بیشتر او را ندیده بودم بروم. درطول مسیر، در کوچه و خیابانی که به منزل هانیه منتهی می شد چاله چوله هایی بود که نظر مرا به خود جلب می کرد. با خود فکر کردم هانیه و امثال هانیه و والدین شان با چه سختی این مسیر را طی می کنند. مادر هانیه در را به رویم باز کرد. به آسانسور رسیدیم. از مادر هانیه پرسیدم طبقه چندم زندگی می کنیدکه در جواب سوال من شروع به درد دل کرد و توضیح داد که این خانه را به خاطر راحتی هانیه خریدیم؛ چون آسانسور دارد. اما گویی تکنولوژی هم همیشه نمی تواند جوابگوی مشکلات باشد،بعضی مواقع که احتیاج و نیاز مبرم به آسانسور داریم، برق قطع می شود یا آسانسور خراب می شود، مجبوریم که از پله ها چهارطبقه با سختی هانیه را پایین یا بالا ببریم. جلوی در آپارتمان که رسیدیم. از خانه صدای خنده های هانیه به گوش می رسید. مادر هانیه گفت: هانیه به دلیل اینکه نمی تواند زیاد از منزل خارج شود از صبح که شنیده شما به دیدنش می آیید و ساعتی، از تنهایی درخواهد آمد خوشحال است. وارد اتاق شدم، هانیه با چند کتاب، جزوه و یک لپ تاب مشغول کار بود. او قادر به نشستن و نوشتن نیست. با یک انگشت با لب تاب کارهای خود را انجام می دهد. هانیه عرب 21سال سن دارد. دارای معلولیت جسمی حرکتی شدید از نوع سی پی اسپاستیک کوادرپلیژی (95 درصد) که از ناحیه هر دو دست و پا و ستون فقرات دارای مشکل است و هم اکنون دانشجوی ترم پنج رشته حقوق.

 

 از دوران تحصیل در دبستان تا دوره دیپلم برای ما بگویید که با وجود مشکلاتی که داشتید چگونه این دوران را سپری کردید؟

 

 عمده ترین مشکل من در این دوران نداشتن سرویس ایاب وذهاب مناسب بود که مسافت های زیادی را باید والدینم مرا همراهی می کردند تا به جایی که می خواستیم برسیم؛ یعنی صبح ها حدود ساعت 5/4 تا 5 از منزل خارج می شدم تا ساعت 5/6 در محلی که راننده سرویس تعیین می کرد، سوار ماشین شوم، بعد از ظهر هم مادرم باید ساعت های طولانی در خیابان می ایستاد تا مرا تحویل بگیرد و حدود ساعت

 4 بعد از ظهر به خانه می رسیدم. این مشکلات را از آمادگی تا سال چهارم دبستان داشتم. دیگر اینکه چون توان نوشتن نداشتم، همیشه در موقع امتحانات دغدغه داشتن یک منشی خوب و باسواد را داشتم تا کلماتی را که من ادا می کنم درست بنویسد، عین همان چیزهایی را که می گویم. ولی تمام این مشکلات را به خاطر معلم های خوبی که داشتم و برایم زحمت کشیدند و توانا یی هایم را باور کرده بودند و همین طور به خاطر زحماتی که والدینم برای ادامه تحصیلم می کشیدند راحت تر می توانستم تحمل کنم. دوره پیش دانشگاهی را از طریق آموزش از راه دور با معدل 19 به پایان رساندم.

 

 برای تردد در دوران تحصیل آیا خانواده این مسئولیت را به عهده داشتند؟

 

 برای تردد در سال های تحصیل، چهار مینی بوس برای چهار منطقه تهران در نظر گرفته شده بود. ما چون در منطقه غرب بودیم باید مینی بوسی که مسیرش ابتدا و انتهای مسیر محله تهرانسر بود سوارش بشوم. کسانی که در مسیر مینی بوس بودند مشکل کمتری داشتند، ولی من چون از جاده قدیم کرج باید به تهرانسر می آمدم سه مرحله باید با ماشین دیگر مسیر را طی می کردم تا به تهرانسر برسم. گاهی اوقات بعد از ساعت ها انتظار در سرما و گرما، یا سرویس نمی آمد یا مرا که کنار خیابان بودم، راننده نمی دید و من با چشمهای نگران و مضطرب رفتن سرویس را تماشا می کردم و اعتراض و پیگیری های والدینم هم هیچ تأثیری نداشته و مسئولان مدارس استثنایی اقدامی برای مشکل ما نمی کردند. حتی ما حاضر بودیم هزینه سرویس را دو برابر پرداخت کنیم، اما راننده سرویس با وجودی که می توانست همکاری کند این کار را نمی کرد و در آخر نیز ما خودمان مجبور شدیم با مشکلات فراوان منزلمان را تغییر دهیم که در آن موقع من در مقطع راهنمایی بودم و شش سال سخت را سپری کرده بودم.

 

 در دوران تحصیل فرد موفقی بودید. چه عاملی باعث این پیشرفت ها بود؟

 

 در دوران تحصیل همیشه شاگرد اول مدرسه بودم و معدل زیر نوزده نداشتم و این امر را هم مدیون معلم های خوب مدرسه ام و هم والدینم می دانم. خوشحالم که معلم های من هیچ وقت مشکلات مرا نمی دیدند و استعداد و توانایی های مرا می دیدند و مثل دانش آموزان عادی توقع فعالیت زیادی از من داشتند و چون مشکلات جسمی من بسیار زیاد بود مابقی یادگیری را در منزل به کمک والدینم انجام می دادم که در واقع دستهای من در خانه، پدر و مادرم بودند.من در مدرسه در پایه چهارم ابتدایی رتبه اول مسابقات حفظ قرآن در سطح استان، رتبه اول احکام در سطح آموزشگاه، رتبه اول درس تاریخ در مسابقات علمی کل مدارس استثنایی، رتبه سوم ورزش بوچیا در سطح مناطق چهارگانه تهران، رتبه دوم داستان نویسی در جشنواره باور را کسب نمودم و دوره های مبانی، ورد، اکسل، پاور و اینترنت را نیز ازمرکز فنی وحرفه ای مدرک گرفته ام.

 

 با توجه به مشکلاتی که اشاره کردید حالا چطور در دانشگاه درس می خوانید؟

 

 در حال حاضر دانشجوی ترم پنج رشته حقوق دانشگاه نور طوبی تهران هستم که دانشگاه مجازی است. من در منزل درسهای بسیار سخت حقوق را با (دی وی دی) مطالعه می کنم و فقط برای امتحان به دانشگاه می روم و امتحان می دهم و گاهی اوقات برایم سوالاتی پیش می آید ولی نمی توانم به رفع آنها اقدام کنم. هرچند دانشگاه کلاسهای حضوری هم برای رفع اشکال دارد، ولی شرایط محیطی (رفت وآمد و پله و...) برای حضور من مناسب نیست. چون من توانایی نوشتن ندارم و ویلچری هم هستم، مجبور بودم که دانشگاه مجازی را انتخاب کنم و اگر شرایط مهیا بود ترجیح می دادم در کلاسهای دانشگاه شرکت می کردم تا حداکثر استفاده را از محیط علمی ببرم.

 

 آیا رشته  حقوق مورد علاقه شما بود یا اینکه به دلیل محدودیت هایی این رشته را انتخاب کردید؟

 

 حقیقتاً انتخاب رشته حقوق اولویت سوم من بود و اولویت اول من رشته ادبیات بود، چون عاشقانه این رشته را دوست داشتم و با روحیات من بیشتر سازگار بود تا رشته حقوق؛ ولی چون رشته ادبیات را دانشگاه مجازی نداشت من رشته حقوق را انتخاب کردم. اما در حال حاضر با نوشتن داستان کوتاه و دل نوشته، که هاله ای از ادبیات است، با لطافت ادبی آن قوانین سخت حقوق را نرم و لطیف می کنم.

 

 آیا محیط زندگی شما با توجه به محدودیت های شما مناسب است؟

 

 محیط زندگی من تشکیل می شود از شهر من و خانه من. به رغم اینکه در تهران خیابانها در این چند سال اخیر برای معلولان بسیار خوب مناسب سازی شده، حداقل در محیطی که من قبلاً زندگی می کردم، ولی متأسفانه در شهر کرج هیچ اقدامی برای این کار صورت نگرفته است. تمام پیاده روها پله دارد و اگر رمپی گذاشته شده کارشناسی نشده و بسیار شیب آن زیاد است. برای رفع این مشکل فقط مسئولان شهرداری کرج باید با ویلچر از این پیاده روها تردد کنند، اگر توانستند من و امثال من هم می توانیم. شاید آن موقع به فکر چاره باشند! اما درباره خانه صحبت از تکنولوژی لذت بخش است که اگر معلولی نتوانست از پله بالا و پایین برود حداقل از آسانسور استفاده می کند. اما بهترین آسانسورها هم خراب می شوند یا برق که قطع شود از کار می افتند. یک معلول در این مواقع چه باید بکند و معمولاً این خرابی و قطع برق در زمانی که نیاز مبرم به آسانسور، این یار شفیق آنها دارد، نامهربانی کرده یا خراب می شود یا قطعی برق مانع حرکت آن می شود.

 

 گویا دو کتاب در شرف چاپ دارید هدفتان از این کار چیست؟

 

 کتاب اول من، دل نوشته است که هدف از این کتاب درد دل های من با مردم، جامعه و مسئولان و در رأس آنها خداوند است که با این کار هم دل ناآرام خود را التیام می بخشم و هم به دیگران متذکر می شوم که معلولیت مانع حرکت و پویایی نیست و هیچ انسانی حق ندارد که اگر ناتوان شد از استعدادهای دیگر خود چشم پوشی کند. خداوند انسان را توانا آفریده و او باید از تمام قدرت خود برای کمال استفاده کند؛ و کتاب دوم داستان های کوتاه و شمه ای از زندگی خودم می باشد.

 

 از مسئولان چه خواسته ای دارید؟

 

 برخی از آنها، فقط در مراسم خاصی برای اینکه بگویند ما هم کاری کرده ایم ما را وسیله قرار داده و حرفی از ما به میان می آورند و وعده های فراوانی می دهند، ولی بعد از مراسم آن را به باد فراموشی می سپارند. در هفته بهزیستی طبق قوانین مصوب مجلس دم از پرداخت هزینه دانشگاه می زنند، ولی به دانشجویی که ترم پنج است فقط هزینه یک ترم را پرداخت کرده اند و نمی دانند که یک دانشجو مگر فقط هزینه دانشگاه است؛ کتاب، جزوه، ایاب وذهاب و... نیز در ضمیمه پرداخت هزینه دانشگاه است و فقط هر ترم از ما مدارک می گیرند و هیچ اقدامی نمی کنند. پس من به عنوان یک معلول جسمی و حرکتی شدید که هیچ لطفی از مسئولینم ندیدم چگونه می توانم جرأت کنم و خواسته خودم را بیان نمایم پس سنگین تر این است که مهر سکوت بر لبم داشته باشم. به قول شاعر <<چه گویم که نا گفتنم بهتراست/ زبان در دهان پاسبان سر است.>>

 

                                                                                                                                                      


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳ | ٤:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

به نام خدا

 

شب آسما نی :

 

در شب قدر کبوتر دلم را به سوی آسمان رحمت یگانه خالق هستی پروازمی دهم چون  می  دانم تو از دلتنگی های دقایق زندگیم آ گاهی و بهترین را برایم می خواهی

در شبی که ماهیان  در تلاطم دریا هم ، زبان به ستایش تو می گشایند و ستارگان در انتهای شب تو را می خوانند و نسترن ها با صدای ربنا ی تو شکفته می شوند .

ما انسان ها که  جانشین تو بر روی زمین هستیم چرا به سراغت نیاییم؟

 

در شبی که  قلم به فرمان الهی ظرفیت وجودی ما  را می سنجد و داستان سفر یک ساله زندگی را برایمان می نویسد  تا قدم به قدم راه سعادت را طی کنیم .

 

باران رحمت را نازل می کنی تا غبار غفلت را از  دلهایمان بشویی و وجودمان  از عطر بخشش تو لبریز شود .

 

در این شب همه انسان ها با دل هایی خسته به سراغت می آیند تا آرزو هایشان را به  دست  سبز قاصدکی  که از آسمان به زمین سفر کرده بسپارند ، سپس چشم انتظار استجابت فرشتگان تا سحر، شب زنده داری کنند و به ترانه  سعادتی که خدا برای وجود زلال شان سروده گوش فرا دهند و عطر خوش بندگی  قلبشان را نوازش دهد .

 

 

خدایا راه گمشده سعادت را به ما بیاموز و چراغ هدایت را برایمان روشن کن تا هر آنچه را که در کتاب زندگانی برایمان مقدرکرده ای با آغوش باز بپذیریم .

 

به امید روزی که نگین  درخشان سعادت و خوشبختی مهمان صدف شکسته قلبمان شود

و رایحه خوشبوی کمال ، وجود ارزشمندمان را نوازش دهد .

                                                               ها نیه عرب 30/8/91

                        

                                                                                                                                     


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()

                               به نام حسین

حسین (ع) معلم دانشگاه شهادت و شرافت است

 

عزت و کرامت وآزادگی وحق طلبی وباطل ستیزی

 

و .... درسهای این مکتب است .

 

روزگار وزمان در همه نسلها وعصر ها دوره آموزش

 

وبه کار گیری این درسها ست .

 

کربلا ماندگار است چون (( حق )) پایدار است .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱ | ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.