به نام خدا

انسانیت :

 

وقتی می خواهم  ازگوهر ناب انسانیت سخن بگویم دلم برای خودم و تمام انسانهای جهان می سوزد که چگونه انسانیت خود را فراموش کرده ایم و عده کمی در مسیر انسانیت گام بر می دارند

 نمی دانم کدامین خورشید روشن ایمان باید آسمان تاریک قلبم را روشن کند تا بتوانم انسان زندگی کنم ، نمی دانم لطافت کدامین گل خوشبوی جهان باید

مهمان قلبم شود تا بتوانم با دیگران مهربان باشم،  نمی دانم طنین کدامین رود جاری باید روحم را زلال کند تا بتوانم در اوج آسمانها پرواز کنم و تو را درآغوش

بگیرم ، ای خدای هستی بخش یادت را چنان در قلبم جاودان گردان تا بتوانم رسالتی به نام انسانیت را که بر دوشم نهاده ای هنرمندانه در پهنه هستی نمایش دهم.

سرزمین انسانیت هر کس قلب اوست و راز جاودانگی انسانها در چگونگی زیستن آنهاست، خدای مهربانم قلبم را وسعتی ببخش تا بتوانم به اندازه تمام

رنجهای دنیا صبور باشم حتی اگرهیچ کس عمق احساسم را نفهمد، به اندازه تمام قلبهای شکسته دنیا دستی برای نوازش داشته باشم حتی اگر هیچ

دستی قلب شکسته ام را نوازش نکند، به اندازه تمام بغضهای دنیا وجودم برای دیگران آرامش بخش باشد حتی اگر هیچ کس دلتنگیهایم را نبیند، به اندازه

تمام قلمهای دنیا افکار سازنده برای هم نورد شدن با افق های روشن می خواهم حتی اگر هیچ کس ارزش رؤیاهایم را نداند، به اندازه تمام فصلهای دنیا

می خواهم زیبایی بیافرینم حتی اگر هیج کس زیبایی سیرتم رانبیند، به اندازه تمام نقشهای هنرمندانه دنیا بتوانم  انسان زندگی کنم حتی اگر همه مردم

شهر نقشهای هزار رنگ دنیا را برای خود برگزینند ومی خواهم به اندازه تمام روزهای زندگیم روحم آسمانی باشد حتی اگر همه مردم شهر قلبشان هنوز

زمینی باشد، در راه سرنوشت مهم این نیست چند سال زیسته ام بلکه مهم این است که چند سال توانسته ام انسان زندگی کنم، مهم این نیست که چقدر دردهای عمیق را کشیده ام بلکه مهم این است که چقدر همدل داشته ام،

مهم این نیست که چقدر حرف های نگفته برای نوشتن دارم بلکه مهم این است که چقدر دیگران دلتنگی و امید پنهان در نوشته هایم را فهمیده اند، مهم

این نیست که چه مسیرهایی را نرفته ام و یا چقدر شکست را تجربه کرده ام بلکه مهم این است که چقدر توانسته ام راز موفقیتم را بر قلب زمان حک کنم و

چقدر توانسته ام همسفری در راه خوشبختی داشته باشم مهم این نیست که چقدر در میان مردمان جهان تنها و ناشناخته مانده ام  بلکه مهم   این است که

چقدر دیگران توانسته اند مرا همانگونه که هستم باور کنند اگر چه آنهایی که توانسته اند احساس پاکشان را با قلب لطیفم پیوند زنند انگشت شمارند.

 

          ای مهربانترین مهربا نان

در عبور از دنیای تاریکی ها و نگرانی ها اندکی ازستارگان ایمانت را روشنگر لحظه های زندگانیم گردان وقلبم را از عشقت لبریز کن تا بتوانم با دیگران بی

توقع مهربان باشم حتی اگر نگین انسانیت قلب آدمها در این روزگار هزار رنگ به دست فراموشی سپرده شده باشد ولی من بی صبرانه چشم انتظار روزی

هستم تا روحم آنقدر سبکبال شده باشد که بتوانم مشتاقاته به سوی آغوش تو پرواز کنم و تو با راز آفرینش انسان ، مرا از همه دلتنگی ها برهانی .

       95/3/2 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٥/۳/٢ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.