لبخند زندگی

لبخند زندگی

به نام آفریننده لبخند زیبا ی زندگی

 

جوانه :

 

بر روی  لوح  لطیف زندگی دانه کوچک  با ور را  افشاندم  و با خورشید گرما بخش تلاش ، وجودش را نوازش کردم ، اکنون در انتظار لبخند  مهربان  ابر و جشن تولد باران هستم در همین لحظه ، سار خوش آوازی  پرواز کنان  به سوی  دانه رفت  و بدون توجه به  ستاره پر فروغ تلاشم ، آن دانه ،همانند حباب از پیش چشمانم محو  شد و شبنم  زلال عشق الهی دریای پر تلاطم قلبم را به ساحل آرامش دعوت کرد .

 

باز هم شمعدانی امید را  روشن کردم و با گام های آ هسته به سوی پهنه ی زیبای هستی رهسپار شدم سپس دانه کوچک  خود را در آغوش پر مهر  بوستان  سبز رها  کردم  روز  با  همنشینی شکوفه  ی دوستی دستان   روشن  ماه را لمس کرد ، شب  با شیرین زبانی  مهتاب به مهمانی خورشید رفت تا این که بوسه ی بی دریغ باران   نوای زندگی را در گوشش سرود و به گل سرخی لطیف تبدیل گشت گلی که او هم  در دامن  سبز بهار متولد شده بود ولی  برای  سایر گل ها هنوز ناشناخته  بود .

 

چند دقیقه بعد گل  آفتابگردانی  به سوی گل سرخ آمد و با دیدن خارهایش  مناجاتی  در گوش آسمان خواند و از آن جا  دور شد، شقایقی به سمتش آمد و با لمس دستان  لطیفش  و وجود خار های تیز اطرافش زبان به تحسینش گشود و  نغمه ی دل انگیز تا شقایق هست زندگی باید کرد را به افتخارش سرود  سپس گل مریم  با ناز  و کرشمه به طرفش رفت و گفت : در آ رزوی دیدن کسی لحظه شماری می کنی و او با مهربانی پاسخ داد منتظر  جشن تولد بهار تاسرسبزی بوستان خواهیم ماند،  به افتخار آن روز همه ی درختان بوستان را با شکوفه های بهاری چراغانی خواهیم کرد به افتخار قدم های با شکوه بهار لحظه ای درنگ می کنیم  .

 

                                                      هانیه عرب1/2/92


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٢/٢/۱ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ها نیه پرواز | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.