آشنایی با انواع معلولیت های جسمی وحرکتی

آشنایی با انواع معلولیت های جسمی و حرکتی  

فلج مغزی 

فلج مغزی یک اصطلاح چتر مانند است برای توصیف یک گروه بیماریهای مزمن که در سالهای اول تولد ظاهر می شود و ناشی از نقص و تنزل حرکات که در طول زمان بهتر نمی گردد بکار می رود . این بیماریها با نقص رشد ویا تخریب حرکات برای کنترل حرکت در مغز همراه است . فلج مغزی به معنای معمولی کلمه یک بیماری به حساب نمیاید. فلج مغزی واگیر نیست، پیشرفت نمی کند و درمانی غیر از توانبخشی نیز ندارد. با وجود این که اغلب تصور می شودکه این یک شکل حرکتی است که بر اثر آسیبهای مغزی زمان تولد ناشی می شود، اما واقع امر این است که مکانیسم آن خیلی پیچیده تر می باشد. به منظور استفاده های عملی، میتوان فلج مغزی را سندرمی دانست که دارای علایمی از قبیل:

ناهنجاریهای حرکتی ، ناهنجاریهای روانی ، تشنج ، اختلالهای رفتاری ناشی از آسیب مغزی می باشد، دانست. این علائم ممکن است آن قدر خفیف باشد که تشخیصشان با اشکال صورت گیرد و یا آن قدر عمیق باشد که فرد بطور کامل زمین گیر شود.

عوامل قبل از تولد                                  

  • عفونت ها
  • بیماری هایی نظیر سرخجه و انگل ها .
  • کم اکسیژنی یا نرسیدن اکسیژن به مادر
  • خونریزی های غیر عادی مادر به خصوص در ماه های اولیه
  • مسمومیت غذایی ، دارویی ، خوردن قرص های آرام بخش 
  • حاملگی های متعدد و پشت سرهم

عوامل حین تولد:

    کم اکسیژنی نوزاد یا نرسیدن اکسیژن به مغز نوزاد، وانسدادریه ها .

    ضربه های وارده به سر نوزاد، تصادفات و حوادث مختلف .

    کاهش فشار خون مادر .

    استفاده از فورسپس 

    سزارین

    زایمان های سخت  

 

  علل بعد از تولد:

    ضربه و تصادفات

    زخم ها وکوفتگی هایی که در ارتباط با مغز هستند .

    له شدگی مغز ( له شدن بافت ها وخونریزی های داخلی

    مننژیت ( ورم پرده ی مغز و مایع درون مغزی)

    آنسفالیت ( عارضه ی مغزی ، التهاب مغزی ).

    مسمومیت ها

    ضایعات عمومی مغز : اختلال در جریان خون رسانی به مغز

 

بر اساس ناتوانیهای حرکتی و اعضایی که آسیب دیده اند:

  الف اسپاتیک :  عضلات فرد اسپاتیک و در مقابل    کشش به شدت مقاومت می کند.

   ب آتاکسی:  ناهماهنگی حرکت یا اختلال تعادل است.

   ج - آ تتوز :حرکتی است آهسته و پیچ و تابی که اغلب با اختلالات قوام عضله همراه می باشد

 

بر اساس عضو درگیر شده

  • همی پلژی (کاهش احساس درد در یک طرف بدن ) .که در آن یک نیمه از بدن (راست یا چپ ) مبتلا می شود (35 تا 40 درصد )
  • دای پلژی (فلج دو طرفه ) که در آن پاها بیش از دست ها مبتلاست (10 تا 20 درصد ) .
  • کوادری پلژی (فلج دو دست و دو پا ) که در آن چهار عضو ( دو دست و دو پا ) مبتلاست . (15 تا 20 درصد ) .
  • پاراپلژی (فلج نیمه تحتانی بدن یا فلج هر دو پا ) که تنها پاها مبتلا هستند (10 تا 20 درصد ) .

 

 اسپوندیلیت‌ آنکیلوزان‌ 

شرح بیماری:

عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ مفصلی‌ پیشرونده‌ و مزمن‌ همراه‌ با التهاب‌ و سفتی‌. با حالت‌ «خم‌ شدن‌ به‌ جلو» ناشی‌ از سفتی‌ ستون‌ فقرات‌ و ساختارهای‌ حمایت‌ کننده‌ آن‌ مشخص‌ می‌گردد. ناحیه‌ ساکروایلیاک‌ مفاصل‌ لگن‌، مهره‌ای‌ کمری‌، سینه‌ای‌ و گردنی‌ را درگیر می‌کند. در داخل‌ خانواده‌ها، مردان‌ و زنان‌ به‌ یک‌ اندازه‌ مبتلا می‌شوند. در جمعیت‌ عمومی‌ مردان‌ 5-4 برابر زنان‌ مبتلا می‌گردند و شروع‌ بیماری‌ معمولاً در اواخر دهه‌ دوم‌ یا اوایل‌ دهه‌ سوم‌ زندگی‌ است‌.


علایم‌ شایع‌  

مراحل‌ ابتدایی‌:

  • در دوره‌های‌ راجعه‌ کمردرد، درد می‌تواند در طول‌ عصب‌ سیاتیک‌ نیز ایجاد گردد.
  • سفتی‌ که‌ در صبح‌ها بدتر است‌.

مراحل‌ بعدی‌:

  • بدتر شدن‌ پیشرونده‌ علایم‌. درد غالباً از قسمت‌ تحتانی‌ پشت‌ به‌ قسمت‌ میانی‌ پشت‌ یا بالاتر از آن‌ در گردن‌ گسترش‌ می‌یابد. مفاصل‌ اندام‌های‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ پاها و دست‌ها ممکن‌ است‌ درگیر شوند.
  • کم‌خونی‌
  • سفتی‌ عضلات‌
  • خستگی‌؛ کاهش‌ وزن‌
  • التهاب‌ عنبیه‌( در تقریباً 25% از بیماران‌)

 

علل‌

ناشناخته‌ ولی‌ ممکن‌ است‌ ناشی‌ از تغییرات‌ ژنتیک‌ یا اختلالات‌ خودایمنی‌ باشد. 



عوارض‌ احتمالی‌

  • نارسایی‌ احتقانی‌ قلب
  • التهاب‌ چشم‌ که‌ به‌ ندرت‌ منجر به‌ کوری‌ می‌گردد.
  • آمیلوئیدوز
  • بیماری‌ دریچه‌ قلب‌
  • بیماری‌ گوارشی‌
  • بیماری‌ ریوی‌
  • تحت‌ فشار قرار گرفتن‌ عصب‌ که‌ باعث‌ کرختی‌ اندام‌ها می‌گردد.
  • ناتوانی‌ و بی‌حرکتی‌ دایمی‌

 

تیبیال همی ملیا hemimelia)  Tibial ) 

یکی از ناهنجاری های اسکلتی در حین تولد عدم وجود استخوان درشت نی یا تیبیا است. به این بیماری تیبیال همی ملیا می گویند. در این بچه ها به عللی نامعلوم در زمان جنینی استخوان درشت نی تشکیل نشده است. در شدید ترین فرم این بیماری، استخوان تیبیا اصلا تشکیل نشده و بیمار فاقد این استخوان است. در فرم های خفیف بیماری، استخوان تیبیا یا درشت نی کوچک تر از معمول است. نقص مادرزادی استخوان درشت نی از بیماری های مهم استخوان و مفاصل بوده و وظیفه تشخیص و درمان های جراحی و غیر جراحی بیمار مبتلا، به عهده پزشک ارتوپد است.

 

علائم تیبیا همی ملیا

 این ناهنجاری مادرزادی در هر یک میلیون تولد در یک نفر دیده میشود و در 30 درصد موارد دو طرفه است. در اکثر اوقات سابقه خانوادگی از بیماری وجود ندارد ولی گاهی این عارضه بصورت ژن غالب یا مغلوب از والدین به ارث میرسد. در این بیماری، ساق مبتلا کوتاه است. ممکن است بالاترین قسمت استخوان نازک نی (فیبولا) در قسمت خارجی زانو لمس شود. کف پای بیمار به سمت داخل میچرخد بطوریکه وقتی بچه به پشت خوابیده است کف پا ها به طرف سقف نگاه میکند.

زانوی این بچه ها معمولا در حالت خم شده است و نمیتوان به راحتی زانو را کاملا صاف کرد. گاهی در این بیماران عضله چهرسر ران خوب کار نمیکند و بیمار نمیتواند زانویش را بطور ارادی به حالت مستقیم درآورد. در حالات شدید بیماری ممکن است استخوان ران هم تشکیل نشده باشد. طبق یک تقسیم بندی رایج این ناهنجاری مادرزادی به انواع زیر تقسیم بندی میشود. این تقسیم بندی براساس تغییرات استخوانی است که در عک س رادیولوژی دیده میشود.

 

تقسیم بندی نقص مادرزادی استخوان درشت نی

Type 1A : استخوان تیبیا ( درشت نی) اصلا وجود ندارد و اپی فیز پایینی استخوان ران ( پایین ترین قسمت استخوان ران درست بالای مفصل زانو) خوب تشکیل نشده و کوچک است.

Type 1B : استخوان تیبیا اصلا وجود ندارد ولی اپی فیز پایینی استخوان ران ( پایین ترین قسمت استخوان ران درست بالای مفصل زانو) خوب تشکیل شده و سالم است. اهمیت این نوع در آن است که در این نوع بالاترین قسمت استخوان تیبیا درست زیر مفصل زانو ممکن است به حالت غضروفی تشکیل شده باشد و در سنین بالاتر این غضروف ممکن است تبدیل به استخوان شود. این غضروف گرچه در عکس رادیولوژی دیده نمیشود ولی میتوان با استفاده از سونوگرافی یا ام آر آی آن را تشخیص داد.

Type 2 : قسمت بالای استخوان تیبیا تشکیل شده است. استخوان فیبولا ( نازک نی) اندازه طبیعی دارد ولی سر استخوان فیبولا( بالاترین قسمت آن) ممکن است در مفصل زانو دررفته باشد و برجستگی آن در قسمت خارجی زانو به دست بخورد.

Type 3 : قسمت بالایی تیبیا در عکس دیده نمیشود ولی قسمت پایینی آن تشکیل شده و در عکس دیده میشود. این نوع نادر است. در این نوع، قسمت پایینی استخوان ران خوب تشکیل شده است ولی سر استخوان فیبولا ممکن است دررفته باشد.

Type 4 : استخوان تیبیا تشکیل شده ولی کوتاه است. استخوان فیبولا به سمت بالا حرکت میکند و سر آن در ناحیه زانو دررفته است. دو استخوان تیبیا و فیبولا در بالای مفصل مچ پا از هم فاصله میگیرند. این نوع نادر است.

 

درمان نقص مادرزادی استخوان درشت نی

هدف از درمان این بیماران بدست آوردن یک اندام است که بتواند برای بیمار کار کند. پس مهمترین هدف درمان، بهبود کارایی بیمار در راه رفتن است. تصمیم به نوع درمان جراحی بر اساس نوع این ناهنجاری و بر حسب تقسیم بندی ذکر شده است.

Type 1A : دو راه درمان یکی قطع اندام تحتانی از زانو ( آمپوتاسیون زانو) و دیگری بازسازی زانو است. ساده ترین و موثرترین روش درمانی معمولا قطع از ناحیه زانو و پس از آن استفاده از یک پای مصنوعی یا پروتز بالای زانو است. این عمل جراحی برای همیشه تکلیف بیمار را مشخص میکند. در روش بازسازی زانو که معمولا در سن شش ماهگی انجام میشود استخوان فیبولا جابجا شده و در زیر استخوان ران قرار میگیرد به امید اینکه بیمار یک ساق با یک استخوان داشته باشد و با بزرگ شدن بچه استخوان فیبولا هم بزرگتر و کلفت تر شود. این عمل فقط وقتی انجام میشود که عضله چهرسر ران سالم باشد و بیمار بتواند زانویش را کاملا به حالت صاف و مستقیم نگه دارد. این عمل جراحی بندرت انجام میشود چون معمولا با عوارضی مانند ناپایداری زانو و یا محدودیت حرکت زانو همراه خواهد شد.

Type 1B, 2 : در این نوع، اگر عضله چهارسر خوب کار کند نیازی به قطع اندام نیست. عمل جراحی این بیمارا شامل جوش دادن دو استخوان تیبیا و فیبولا به یکدیگر است. ممکن است همراه با این عمل جراحی، مچ پای بیمار قطع شود و یا ممکن است نیازی به این کار نباشد. هدف از این جراحی ها بدست آوردن یک زانوی پایدار، بدست آوردن کف پایی که کاملا بتواند روی زمین قرار بگیرد و هم طول کردن ساق دو طرف است. اگر بیمار نتواند زانویش را کاملا صاف کند و عضله چهارسر خوب کار نکند بهترین درمان قطع اندام تحتانی از زانو است.

Type 3 : این نوع بیماری خیلی نادر است و درمان آن معمولا قطع یا آمپوتاسیون از ناحیه مچ پا است.

Type 4 : درمان این بیماران بصورت بازسازی مچ پا یا قطع اندام تحتانی از مچ پا است.



کوتاهی قد

 کوتاهی قد، علت شایعی برای مراجعه کودکان و نوجوانان به متخصصان غدد است، ولی هر فردی که با شکایت از کوتاهی قد مراجعه می ‌کند، واقعا قد کوتاه نیست. مهم تر اینکه افزایش قد با روش‌هایی مانند استفاده از صندل‌ها یا کفش‌های مخصوص که تبلیغ می‌ شود یا امواج لیزری و... امکان‌پذیر نیست. این روش‌ها غیرعلمی و بدون تأثیر هستند.

فرمول محاسبه تقریبی قد:

ژنتیک نقش مهمی در تعیین قد نهایی هر فرد دارد. بر اساس تحقیقات جمعی، فرمول زیر برای محاسبه تقریبی قد نهایی در هر فرد پیشنهاد شده است:

5/6-   تقسیم بر 2 (قد پدر + قد مادر) = قد دختران

5/6+ تقسیم بر 2 (قد پدر + قد مادر) = قد پسران

تشخیص علت کوتاهی قد:

پس از تشخیص قطعی علت کوتاهی قد، باید درمان متناسب با علت شروع شود؛ برای مثال، در کوتاهی قد ژنتیکی درمان با هورمون رشد مؤثر نیست.

کمبود هورمون رشد، تنها بر اساس آزمایش‌های هورمونی مشخص نمی شود و حتما سرعت رشد در دوران کودکی نیز باید بررسی شود، یعنی اگر در دوران کودکی، سرعت رشد قدی خوب بود، بر اساس یک آزمایش هورمونی نمی ‌توان کمبود هورمون رشد را تشخیص داد و درمان را شروع کرد. علت باید معلوم شود و قد کودک به طور دقیق بر اساس منحنی‌های استاندارد رشد سنجیده شود.

با یک رادیوگرافی ساده از استخوان‌های مچ دست(به طور معمول دست چپ)، سن استخوانی تعیین ‌شود که در واقع نشان‌دهنده سن بیولوژیک واقعی کودک است.

 

علل کوتاهی قد:

علل کوتاهی قد شامل موارد زیر است:

کوتاهی قد ژنتیکی:   که در این حالت، سرعت رشد کودک در سال طبیعی است و سن استخوانی نسبت به سن تقویمی عقب نیست.

تأخیر سرشتی در رشد:کودکانی که از سن دو سالگی، کوتاهی قد دارند و سرعت رشد آنها در سال تقریبا طبیعی است، ولی سن استخوانی آنها عقب تر است. بلوغ در این کودکان با تأخیر است، ولی در نهایت، بیشتر این کودکان به حد ژنتیکی قد خود می‌ رسند.

بیماری هایی مانند: سوء‌تغذیه، کمبود ویتامین D و کمبود کلسیم که موجب نرمی استخوان می ‌شود، بیماری سلیاک(عدم تحمل گلوتن موجود در گندم)، کم‌خونی‌ها، بیماری‌های التهابی دستگاه گوارش ، بیماری‌های کلیوی مزمن، نارسایی قلبی، بیماری‌های مزمن ریوی یا کبدی و کم‌کاری تیروئید.

مصرف برخی داروها : مانند داروهای کورتونی نیز می ‌تواند موجب اختلال در رشد شود.

اختلالات رشد داخل رحمی نیز از علل دیگر کوتاهی قد کودکان هستند.

 

مراحل افزایش قد:

یادمان باشد همه ما در سه مرحله رشد می ‌کنیم:

1- در دو سال اول زندگی 30 تا 35 سانتی‌متر افزایش قد داریم. این رشد سریع با افزایش سن کاهش می‌ یابد.

2- از دو سالگی به بعد کودکان هر سال 5 تا 7 سانتی‌متر قد می ‌کشند. البته در نزدیکی سنین بلوغ سرعت رشد کمتر خواهد ‌شد.

3- سرانجام در دوره بلوغ یک جهش رشد قدی وجود دارد که به طور متوسط در پسران 25 تا 30 سانتی‌متر و دختران 20 تا 25 سانتی‌متراست. حداکثر جهش رشد قدی در دختران پیش از شروع عادت ماهیانه و در پسران در مراحل انتهایی‌تر بلوغ است.

به‌ طور معمول در سنین 15 تا 17 سالگی در دختران و 16 تا 18 سالگی در پسران، صفحات رشد(صفحات غضروفی استخوان) بسته می ‌شوند و امکان افزایش قد، پس از آن وجود نخواهد داشت.

 

قطع عضو بدن

دلایل :

مصدومیت ها یا بیماری های شدید بعضی مواقع چنان می توانند اعضای بدن را آسیب برسانند که فراتر از ظرفیت اعضا برای احیا دوباره یا شفا یافتن باشد. وقتی که بافت بدن می میرد، عفونت می تواند آغاز شود و موجب بیماری های خطرناکی مثل تب قانقاریا شود. محل های عفونت می توانند پناهگای برای باکتری های خطرناک باشند که به دیگر اعضای بدن سرایت کنند.

یکی از دلایل اساسی مرگ عضو که موجب ایجاد عفونت می شود، عدم وجود جریان خون است. خون مواد مغذی حیاتی و اکسیژن را به سلول های منحصر به فردی که تشکیل دهنده ی اعضای بدن شما هستند، می آورد. وقتی که بیماری یا مصدومیت رگ های خونی را طوری آسیب می زنند که غیر قابل ترمیم باشند، بافت هایی که به وسیله ی آن رگ های خونی تغذیه می شدند، می میرند و عفونت های خطرناک می توانند آغاز شوند. وقتی که هیچ امیدی برای بازگرداندن بافت عفونت زده یا آسیب دیده به حالت سلامتی وجود نداشته باشد، قطع عضو لازم می شود تا بقیه بدن را از انتشار عفونت محافظت کند. جراحان آسیب های جراحتی تلاش می کنند که یک پای عفونت زده را از قطع کردن نجات دهند. این کار در اتاق عمل بیمارستان سیار جراحی ارتش آمریکا در مظفر آباد پاکستان صورت می گیرد.

بسته به محل بافت های آسیب دیده، قطع عضو بدن در محل های متنوع و مختلفی از بدن می تواند انجام گیرد. چیزی به کوچکی یک انگشت ممکن است نیاز به قطع عضو پیدا کند. همچنین چیزی به بزرگی کل نیم تنه ی پایین شخص ممکن است نیاز به قطع کردن داشته باشد.
به طور کلی، قطع اعضای بدن بر قسمت هایی از دست یا پا اعمال می شود و به نام های حد پایین قطع عضو و حد بالای قطع عضو نامیده می شوند.

- آسیب های جراحتی: تصادفات اتومبیل، سوختگی های شدید و زخم های ناشی از گلوله همگی دلایل محتملی برای آسیب های جراحتی هستند. این آسیب ها می توانند رگ های خونی و دیگر اجزاء سازنده بافت را بشکافند یا پاره کنند به طوری که قابل ترمیم نباشند و هیچ گزینه ی دیگری جز قطع عضو به جا نگذارند. در سن 50 سالگی و پایین تر آسیب های جراحتی دلیل اصلی قطع عضو بدن است.
2- بیماری: تنوعی از بیماری های مختلف می توانند به طرز جبران ناپذیری بافت های بدن را تخریب کنند. بیماری پیرامون شریان(PAD) مثال رتبه ی اول است. در این بیماری رگ های خونی آن قدر سخت می شوند که خون زندگی بخش از رسیدن به بافت های انتهایی بدن باز می ماند. سرانجام این بافت ها به دلایلی که در قسمت قبل توضیح داده شد، می میرند. وقتی که دیابت با PAD همراهی کند ، در همان زمان موجب مرگ عصب ها می شود و بیماری نوروپاتی نامیده می شود. بیمارانی که از نوروپاتی رنج می برند حس لامسه خود را از دست می دهند و بیشتر در معرض بریدگی بدن قرار دارند که به علت جریان گردش خون آسیب دیده دیرتر التیام می یابد. نباید تعجب داشته باشد که بیش از 90 درصد از قطع اعضای بدن در ایالات متحده از همین سناریو ناشی می شوند.
3-سرطان: از آنجا که سرطان هم می تواند آسیب های شدید به بافت های بدن وارد کند، سرطان هم می تواند به یک دلیل متفاوت قطع عضو را الزامی کند: برای جلوگیری از انتشار تومور بدخیم به دیگر اعضای بدن.
4- قطع عضو مادرزادی: در داخل رحم، خونی که به داخل یک عضو در حال شکل گیری جریان دارد می تواند به علت نوارهای بافتی، کم فشار شود. در نتیجه عضو برای همیشه از دست می رود و کودک با عارضه ای که قطع عضو مادرزادی نامیده می شود، متولد می شود. مرکز ملی اطلاعات تلفات اعضا آمارهایی مناسب در مورد قطع عضو تهیه می کند. بر اساس ارقام آن از هر 200 آمریکایی، یک نفر عضوی از بدنش قطع شده است. به طور کلی تقریبا ً می شود یک میلیون و هفتصد هزار نفر. نرخ قطع عضو به دلیل آسیب های جراحتی و سرطان در20 سال گذشته حدود 50 درصد افت داشته است. و متاسفانه نرخ قطع عضو به دلیل دیابت و بیماری پیرامون شریان( PAD) ، در حال افزایش است. دلیل های زیر مجموعه ای این گرایش ممکن است نرخ رو به افزایش چاقی و افزایش متوسط عمر باشد.

 

آماده سازی برای قطع عضو

در عصر مدرن، پیش بینی و برنامه ریزی خیلی زیادی برای آماده سازی انجام عمل قطع عضو بدن صورت می گیرد. در ابتدا بیمار، جراح و دیگر اعضای مربوطه کادر پزشکی را ملاقات می کند. با هم دیگر در مورد بافت های مهم مربوط به عمل جراحی بحث می کنند و به بیمار در مورد نحوه ی انجام کار و چیزهایی که بعدها باید انتظار داشته باشد، اطلاعات داده می شود. تصمیمات مربوط به جراحی مثل نوع ماده ی بیهوشی که باید استفاده شود و میزان قطع عضو چیزهایی هستند که معمولاً پنهان می مانند.
علاوه بر این برنامه ریزی برای ساخت اندام مصنوعی اغلب قبل از انجام عمل جراحی آغاز می شود. متخصص که پروتزیست یا اندام ساز نامیده می شود، بیمار را ملاقات می کند تا اندازه های بدن او را بگیرد و فرآیند ساخت عضو مصنوعی بتواند شروع شود. اغلب، بیمار با یک مشاور روانشناس هم ملاقاتی دارد. مشخص است که از دست دادن عضو بدن برای بسیاری از بیماران می تواند مفهومی به شدت آسیب زا باشد.
جراح باید با در نظر داشتن چندین موضوع مهم در ذهن، با دقت به برنامه ریزی جزئیات انجام عمل بپردازد. مثلاً این که کلیه ی بافت های آسیب دیده یا بیمار شده را که بهبود آن ها غیر محتمل است، باید جدا شوند، موضوعی حیاتی است. باقی گذاردن بافت آسیب دیده موجب شکست خوردن هدف عمل قطع عضو می شود و می تواند فرآیند شفا یافتن را با مشکل اضافی روبرو کند .اما برای این هدف هم باید حفظ کردن حداکثری بافت های سالم ممکن را در نظر داشت. جراح همیشه سعی می کند هر مفصل سالم را که بیمار داشته باشد حفظ کند، چرا که این مفصل هایی که بتوانند کار کنند به طرز قابل توجهی کار کرد عضو مصنوعی را بهبود می بخشند.

وقتی که دقیقاً برای محل قطع عضو تصمیم گرفته شد، جراح باید بفهمد که کدام بافت های بدن بیشتر شانس زنده ماندن را دارند. یکی از راه های تشخیص این موضوع، اندازه گرفتن جریان خون به منطقه مورد نظر است. برای این منظور، تکنیک های پیچیده ای می تواند به کار گرفته شوند تا فاکتورهایی مثل جریان خون، فشار خون و دمای پوست را اندازه بگیرند.
تنها استثناء این موضوع - یعنی حالتی که هیچ وقتی برای برنامه ریزی وجود ندارد -حادثه ای است که به آسیب جراحی منجر شود. در حالت اورژانسی، مواقعی پیش می آید که قطع عضو بدن تنها گزینه است.

حفظ کردن عضو جدا شده

اگر شرایط مناسب باشد، یک عضو جدا شده می تواند دوباره به بدن متصل شود. برای شروع ، هر گونه آلودگی بر روی عضو جدا شده ی بدن را با آب بشوئید، آن را در یک پارچه ی نمناک پیچیده و در یک کیسه پلاستیکی قرار دهید. سپس کسیه ی در بسته را در آب یخ بگذارید و آن را به بیمارستان ببرید. اگر از این روش استفاده کنید، عضو برای 18 ساعت می تواند زنده بماند.

تکنیک های مدرن قطع عضو بدن

عمل قطع عضو پس از بیهوش کردن مریض آغاز می شود. بسته به نوع جراحی و نتیجه ی جلسه ی برنامه ریزی، بیهوشی می تواند کلی یا موضعی باشد. بیهوشی کلی به این معنا است که بیمار در حین عمل جراحی بیهوش خواهد بود و بیهوشی موضعی به این معناست که فقط محل قطع عضو بی حس می شود و بیمار در حین عمل جراحی هشیار می ماند.

در طی یک عمل جراحی قطع عضو، جراح باید چندین نوع مختلف از بافت های بدن را ببرد. در قسمت زیر توضیح می دهیم که در طی عمل ، چگونه باید با ساختار هر بافت روبرو شد:


 پوست: جراح، عمل جراحی را با بریدن پوست آغاز می کند. برش جوری برنامه ریزی می شود که سریعاً شفا یابد و جای زخم آن مناسب باشد. مثلاً خیلی مهم است که محل زخم در جایی که ممکن است با بندهای اتصال عضو مصنوعی قرار می گیرند، اصطکاک پیدا نکند.
 ماهیچه: بیشترین بافتی که جراح در حین عمل قطع عضو بدن، برش می دهد، ماهیچه است. ملاحظات زیادی برای تنظیم و شکل دهی بافت ماهیچه ای باقیمانده در نظر گرفته می شود چرا که این بافت ها پوشش مهمی در دور استخوان پس از عمل جراحی تشکیل می دهند.
عصاب: پس از آن که اعصاب بریده شد، جراحان باید مراقبت های ویژه ای برای رسیدگی به ریشه های اعصاب باقی مانده به عمل آورند. چرا که هنوز می توانند حامل علامت های حسی از جمله حس درد باشند. برای حداقل کردن هر گونه درد در حین قطع اعصاب، جراحان اعصاب را از بالاتر از قسمت قطع عضو، قطع می کنند و سپس انتهای اعصاب را بر بافت های اطراف می دوزند. این کار به کنترل احیاء ناخواسته انتهای اعصاب بریده شده به شکل توده ای درهم ریخته که ورم عصب (نوروما) نام دارد، کمک می کند. این نوروما می تواند به منبع دردی برای بیمار تبدیل شود جراحان با جدا سازی انتهاهای اعصاب از هر گونه منطقه متحرک ، درد را به حداقل می رسانند. این کار شامل دور نگه داشتن ریشه های اعصاب از رگ های خونی بزرگ است که با هر ضربان قلب می تپند.

 رگ های خونی: جراحان رگ های خونی بریده شده را مسدود می کنند انتهای آنها را به سختی می بندند تا جریان خون را کنترل کنند. همچنین توجه ویژه ای دارند که مبادا رگ های خونی ای که بافت های سالم باقی مانده را پشتیبانی می کنند، آسیب ببینند.جریان خون برای سلامت نگه داشتن بافت ، حیاتی است.

استخوان ها : پس از بریدن استخوان ها، جراحان حواسشان را معطوف به ملایم و نرم کردن هر گونه لبه های تیز می کنند، چون این لبه ها می توانند ایجاد درد کنند و به وسیله ساییده شدن بر بافت های اطرافشان در روند التیام بدن، خلل ایجادکنند. همچنین جراح به موضوع التیام یافتن استخوان توجه دارد. به علاوه این موضوع را که چگونه باقیمانده ی استخوان باید با عضو مصنوعی ارتباط پیدا کند، در نظر می گیرد.
پس از آن که باقیمانده ی ماهیچه های اطراف انتهای استخوان مرتب شده، جراح پوست اطراف محل قطع عضورا می بندد. فضای خالی به حداقل می رسد و لوله هایی قرار داده می شود تا هر گونه مایعی که پس از جراحی ساخته می شود. بیرون کشیده شود. برخی مواقع، وقتی که دکتر مشکوک شود که عواملی مثل بیماری ممکن است روند التیام طبیعی را تهدید کنند، پوست موقتاً بسته می شود. در چندین هفته پس از جراحی محل قطع عضو به دقت زیر نظر گرفته می شود تا عفونتی وجود نداشته باشد. اگر روند التیام خوب پیش رود، محل قطع عضو به صورت دائمی بسته می شود.

بازیابی پس از قطع عضو :

پس از عمل جراحی قطع عضو کادر پرستاری به مدیریت کردن آنتی بیوتیک ها و کنترل با دقت میزان درد می پردازند. پزشکان، بیمار را دقیقاً زیر نظر می گیرند. برای سرعت بخشیدن به روند شفا یافتن، پزشکان از بانداژ فشرده که مثل آستین یا چیزی که روی آن جوراب کشیده باشند، به نظر می آید در محل انجام جراحی استفاده می کنند. کمپرس یا فشردگی برای کاهش تورم و افزایش فشار خون در محل انجام قطع عضو مهم است. همچنین پزشکان با تغییر مکان یا کشیدن مکرر انتهای عضو به گردش خون کمک می کنند.

یک قسمت حیاتی از روند بازیابی درمان فیزیکی است . این درمان نه تنها به شفا یافتن و کار کرد باقیمانده عضو کمک می کند بلکه به قوی شدن استخوان ها و عضلات دیگر در جاهای دیگر بدن نیز کمک می کند تا بتوانند جبران عضو از دست رفته را بکنند. مثلاً یک درمانگر ممکن است بر روی کمک به بیمار در استفاده از عصای زیر بغل یا واکر متمرکز شود. همچنین یک گروه از درمان ها بر روی فعالیت هایی که روزانه توسط بیمار انجام می شود، متمرکز می شوند مثل بیرون آمدن از تخت خواب یا لباس پوشیدن بدون کمک دیگران.

پس از آن محل زخم کاملاً بهبود یافت، بیمار می تواند با یک اندام ساز کار کند تا با یک عضو مصنوعی مطابقت یابد. عضو مصنوعی ، منحصراً برای باقیمانده عضو بدن بیمار سامان داده می شود و در طراحی اتصال آن توجه ویژه ای می شود که بین بیمار و عضو مصنوعی اتصال خوبی برقرار شود. اتصال(سوکت) می تواند دائماً برای تطابق با تغییرات اندازه ی باقیمانده ی عضو( که به علت کاهش تورم یا تحلیل ماهیچه ها رخ می دهد) سایز خود را عوض کند.

به طور عادی بیمار باید با درد اندام خیالی هم سرو کله بزند. در این درد، بیمار حسی را تجربه می کندکه فکر می کند از عضو قطع شده دارد به او می رسد و شاید رخ دادن چنین پدیده ای غیر عادی باشد. اما در واقع ممکن و قابل فهم است . ولو این که یکی از اعضای بدن جدا شده باشد، گذرگاه حسی( که از ریشه ی عصب تا مرکز های حسی مغز تماماً ادامه دارد) دست نخورده باقی می ماند. از آنجا که سیستم عصبی بدن تلاش می کند که این داده ورودی ناپیدا را دوباره تنظیم کند، فعالیت هایی که در طول این مسیر عصبی رخ می دهد موجب تفسیر اشتباه توسط مغز می شود به طوری که حس می کند از عضو جدا شده از بدن چنین حسی به آن می رسد. از آن جا که فعالیت های در طول این مسیرهای حسی عمدتاً از ریشه ی (قطع شده) عصب سرچشمه می گیرند، یک درمانی که برای درد اندام خیالی وجود دارد، جابجایی انتهای عصب با انجام عمل جراحی دیگری است.

با وجود چالش هایی که بیمار با آن روبرو می شود، خیلی چیزها باید یاد بگیرد تا وضعیت شخص خودش را به طرز قابل ملاحظه ای بپذیرد و خیلی ها قادر هستند که توانایی های از دست رفته شان را با کمک ابزارهای مصنوعی جبران کنند. همان طور که رشته ی اندام مصنوعی به پیشرفت خود ادامه می دهد، توانایی هایی که اعضای مصنوعی می توانند به بیمار برگردانند هم رو به رشد است.

 

راشیتیسم یا نرمی استخوان  

Rickets 

 

راشیتیسم یا نرمی استخوان یک بیماری استخوانی در بچه ها است که موجب ضعیف شدن استخوان، پاهای پرانتزی و تغییر شکل در اندام ها می شود.

در این بیماران به دلایلی کلسیم، فسفر یا ویتامین دی به اندازه ی کافی در اختیار تولید استخوان قرار نمی گیرد.

چه کسانی بیشتر در معرض ابتلا هستند؟ 

افراد زیر بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به نرمی استخوانهستند:

v    شیر مادر ویتامین دی زیادی ندارد پس اگر بچه ای به مدت طولانی فقط از شیر مادر تغذیه کند و از مکمل ویتامین D استفاده نکند ممکن است در خطر ابتلا به راشیتیسم باشد.

v    مصرف کم کلسیم

v     قرار نگرفتن در معرض تابش آفتاب: ویتامین دی در پوست بدن انسان و با تابش نور آفتاب ساخته می شود. پس تابش ناکافی نور خورشید می تواند زمینه ساز راشیتیسم باشد.

v     کسانی که پوست تیره دارند نیاز به نور بیشتری برای ساخت ویتامین دی دارند و در نور کم بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی قرار می گیرند.

v     کسانی که به لاکتوز حساسیت دارند به علت مصرف ناکافی لبنیات می توانند در معرض خطر این بیماری قرار بگیرند.

علائم راشیتیسم یا نرمی استخوان 

مهم ترین آن ها عبارت هستند از خواب آلودگی، شلی و ضعف عضلانی، تاخیر در رشد، پای پرانتزی و مچ دست کلفت.

در موارد شدید ممکن است شکل قفسه ی سینه ی بچه تغییر کند.

تشنج هم از دیگر علائم حالات شدید بیماری است.

پزشک معالج بعد از معاینه ی بیمار، از رادیوگرافی استخوان ها و آزمایشات خون برای کمک به تشخیص استفاده می کند.

درمان نرمی استخوان 

درمان این بیماری با تجویز کلسیم و ویتامین D است. معمولا چند ماه طول می کشد تا وضعیت بیمار به حد طبیعی برسد. بسیاری از تغییر شکل های اندام مانند پای پرانتزی با درمان دارویی خود به خود خوب می شوند.

در حالات شدید تغییر شکل استخوان ها ممکن است برای درمان، به جراحی نیاز باشد.

با این حال بعضی تغییر شکل های استخوانی که در لگن یا قفسه ی سینه به وجود می آید و یا مشکلات قدی که برای بیمار به وجود آمده ممکن است برای همیشه برای وی باقی بمانند.

 

پیشگیری از بروز راشیتیسم 

با انجام اقدامات زیر می توان مانع از بروز بسیاری از موارد بیماریشد:

- در بچه هایی که فقط شیر مادر مصرف می کنند باید روزانه ویتامین D به صورت قطره ی مکمل استفاده کنند. اگر مادر شیرده هم ویتامین دی بیشتری مصرف کند میزان آن در شیر وی بیشتر می شود.

- چه ها نیاز دارند تا روزی دو لیوان شیر مصرف کنند. این مقدار در نوجوانان باید به روزی 3 تا 5 لیوان افزایش پیدا کندپ

- در بچه هایی که به شیر حساسیت دارند باید کلسیم را به صورت مکمل های غذایی به بچه داد.

 

پلی میوزیت و درماتومیوزیت

التهاب بافت همبند، همراه تغییرات تخریبی در عضلات (پلی میوزیت ) و پوست (درماتومیوز

/ 4 نظر / 183 بازدید
ثریا

سلام و خسته نباشید بابت این مطلب پر و پیمونتون.منم یک قطع نخاعی هستم و از بعضی قسمتهای این پست استفاده کردم. کلا خدا نخواد کسی بیمار بشه و اگرم شد زودتر خوب بشه[گل] ضمنا دوست خوبم تشریف میارید حتما ادرس وبلاگتون را بذارید تا براحتی بتونم بیام وبتون.موفق باشید و سال خوبی پیش رو داشته باشید[گل][خداحافظ]

احسن احمدی

سلام بایک مطلب به مناسبت سال نوآپ هستم تشریف بیاریدسال نوهم برشمامبارک[گل]

سرِّ عشق و وفا

فرشته ها در شب آرزوها برای اجابت دعا و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده و منتظر ندای بنده های خدا هستند . التماس دعا . . .

فاطی

سلام، من یه سؤال دارم: ممکنه فقط یک پای کسی در اثر تصادف بدون تغییر شکل فلج بشه؟ البته بدون مشکل نخاعی.