وفا داری

  

     

 

وفاداری

 

روزگار، گذرگاهی برای شنیدن قصۀ آدم‌های بزرگ و کوچک زمین است؛ دنیا معیاری برای سنجش وفاداری آدم‌ها به ارزش‌هاست،  ارزش‌هایی که گاه فراموش می‌شوند.

قلب‌ها گاه فراموش می‌کنند به مهربانی وفادار بمانند؛ سخن‌ها گاه فراموش می‌کنند به قولشان وفادار بمانند؛ گوش‌هایی که گاه فراموش می‌کنند به حرف دل وفادار بمانند؛ فریادها گاه فراموش می‌کنند به سکوت‌ها وفادار بمانند.

قلم‌ها گاه فراموش می‌کنند به واقعیات وفادار بمانند؛ احساس‌ها گاه فراموش می‌کنند به دردها وفادار بمانند؛ اما بیا من و تو به باورهایمان وفادار بمانیم و درد مشترکمان را فریاد بزنیم؛ دست در دست یکدیگر دهیم و راه را برای نسل آینده هموارتر سازیم و چشم به افق روشن فردا بدوزیم؛ بگذار دردهای امروز من و تو راهی برای آسایش دیگران بگشاید.

از جا برخیز و برای دیگران گامی مؤثر بردار. به این ضرب‌المثل که «دیگران کشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند» جامۀ عمل بپوشان! وظیفۀ خود را در قبال بندگان به‌خوبی انجام بده! به باورهای زیبایت وفادار بمان و آن را در جهان منتشر کن! بگذار واژۀ توانایی تو در جهان بپیچد، مثل آواز رود در دشت! با لحظات زیبای این جهان همراه شو تا زندگی دیگربار در شکوه چشمانت جانی تازه بگیرد! راهی را انتخاب کن تا دیگران همراهت شوند و از تو به‌عنوان اسطوره‌ای مقاوم یاد کنند! در این مسیر مانع بسیار است، اما تو همراهی خدا را صبورانه باورکن!

 1/7/93

/ 58 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله پرپر

پاییــــــــز استـــــ و هـــوا پُر استـــــــ از مهــــــربانی هایی که خــــــدا برایمان به بادهــــــا سپرده… یادمــان نرود که پنجره ی قلبمــــان باز باشـــــد برای ورود خـــــــــدا…

لاله پرپر

گفتم: از اون همه گناه هایی که کردم کدامش رو میبخشی؟؟! گفت::ان الله یغفر الذنوب جمیعا!!!

لاله پرپر

خدایا مرا به آنجایی برسان که تنها رضایت «تو» برایم مهم باشد…

لاله پرپر

بهترین دوست خداست.اوآنقدرخوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان میکندو خوبتر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم دسته گل هایش را بگیرد.

محمدرضا

دانشجویی به استادش گفت: استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم آن را عبادت نمی کنم! استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت : آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید

لاله پرپر

ز زبان رقیه(س) ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند گفته ام با بچه ها بابای من می آید و دامن من را پراز اسباب بازی می کند آسمان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب با علی اصغرش در خواب بازی می کند عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟؟؟ من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟

لاله پرپر

http://laleyeparpar1341.blogfa.com/

روشن

سلام تشکر که اومدید و متاسفم که وب من استحقاق لینک شدن در وب شما را نداره . روشن [گل]