طلوع صبح عدالت

 

به نام خدا 

طلوع صبح عدالت:

من از دشت بی انتهای فراموش شدگان آ  مده ام تا فریاد یاری را در آ  ن سوی دشت طنین انداز کنم ولی افسوس زمانه مرا به سکوتی  ژ رف وامی دارد  .  

من همان اشکی هستم که از چشمه زلال دل چکیده ام تا دلتنگی زمینیان را بشویم وصعودی عاشقانه به سوی نورانی ترین آ سمان ملکوت داشته باشم .

من نور را در انتهای شب مهتابی خواهم جست واز آ ن پلی به  آسمان خواهم زد و از همنشینی با خورشید ایمان لذت خواهم برد .

اشک، رازیست ، دل آ ن را می فهمد  اما سخن دل مان رادرگوش کدامین رهگذر فریاد زنیم .

می دانم روزی مسافری از نسل باران  طلوع خواهد کرد و ما رابه دشت عطر آ گین عدالت خواهدبرد وروحمان رابه لطیف  ترین دشت نیلوفر مهمان خواهد کرد جایی که از روشنی قدم رهگذرانش انسانیت پیدا می شود و در قلب های زلالشان خدا را می توان دید .

می دانم از پرسه در جاده بی انتهای سرنوشت روحت خسته شده ولی دستان سبز نیایشت را به سوی درگاه  آ سمانیش دراز کن دلتنگی هایت  را برایش بازگو کن چون درهر راهی گام بر داری هیچ کس  فریاد بی صدایت را نخواهد شنید و تورا به آ  غوش گرمش راه نخواهد داد .

به سویش پرواز کن می بینی که چگونه درهای رحمتش را به رویت خواهد گشود  وبه پاس رنج های سالیان  عمر ما را به طلایی ترین طلوع عدالت مهمان خواهد کرد .

پس تا آ ن روز صبور باش و بدان لحظه شادمانی ما هم فرا خواهد رسید . 

ها نیه عرب 3/8/92      

 

 

/ 100 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

سلامی به بلندای آسمان زیباخدمت شما. سلامی به نرمی و لطافت گل خدمت شما. عارضم خدمت شما بزرگوار : در زندگی شخصی داشتن آرامش مهمترین نیازمندی فرد است و تآمین آرامش در محیط زندگی مشوق فرزند می شود از جانب پدر و مادر . اگر فرزند در محیط خانه احساس ارامش کنه هیچ وقت کاستی های خود را با گذراندن از تباهی و فساد پر نمی کند. بازهم به بنده سری بزن مهربان.

مصطفی

میشود باز با بعضی از همین دلخوشیه ای ساده زندگی ها کرد مثلا با آواز بی منظور باد رفت یک طرفی ترانه ی آسانی را به یاد آورد میشود با هر چه آشناست، آشنا ترشد داستان برادری باد و بابونه را من نوشته ام ترانه های دور ماه و مراثی مادرانه را من سروده ام امروز هم از آن روزهای آبی مایل به رفتن است اسم آسان تک تک دوستانم رادوباره به یاد می آورم چرا باور نکنم که میشود که از برادی باد و بابونه گفت؟ از علاقه ی بی دلیل، حتی! علاقه، امتداد ناپیدای یک اتفاق ساده است اینها همه علامت آغاز رفتن به یک جایی نیست؟!

hamid

سلام هـمـیـن حـالا رو بـه آسـمـان کـن و از آنـکـه تـو را آفـریـده و تـو را نـیـرومـنـدتـریـن مـوجـود هـستـی قـرار داده و تـو را عـاشقـانـه دوسـت دارد ، از بـابـت هـر آنـچـه بـه تـو داده تـشـکـر کـن ...

saeed

حمید آقا نظر قشنگی دادن

فرناز

انشالله که یه روز خوب میاد

تقوی

سلام خانم عرب التماس دعا عالی بود

بابا آب داد

با عرض سلام مطالبتون بسیار زیبا و خواندنیه و پر از سرزندگی و طراوته ممنونم از شما موفق باشید

سودا

سلام آمین ما هم منتظر این طلوعیم بعد از این همه تنهایی و غربت او غربت ما هم نشناختن اوست

فروغ

سلام خوشحال میشم لینکم کنین ممنون