تقد یر

به نام خد ا

تقدیر :

نمی دانم کتاب سرنوشت چه چیز برایم خواهد نگاشت و مرا به کدامین جاده بی انتها رهنمون می سازد نمی دانم  خدا در وجودم چه دید که مرا به نبردی سخت با دستان پر زور زندگی دعوت کرد اما هر چه هست من ازدقایق زیبای زندگی لذت خواهم برد چون می دانم  آن را دوباره تجربه نخواهم کرد.

شاید آ مده ام تا روشنایی روز را در دل تاریکی شب تجربه کنم و به دیگران بگویم در اوج تاریکی هم می توان نگاهی زیبا داشت وشمعی افروخت .  شاید آ  مده ام تا از موسیقی  برگ در گوش شبنم تازه متولد شده لذت ببرم و به شعر دلاویز زندگی معنایی تازه بخشم .

می دانم گاهی  از پرسه در کوچه های سرد سرنوشت خسته می شوی و زبان به شکوه می گشایی  طلایی ترین لحظه تعالی روحت مبارک تو به دیدار خدا نایل شده ای .

 می دانم سالها صبوری کرده ای و ازدریچه احساست با مردم شهر سخن گفته ای تا توراباورکنندواز روزنه امید به پنجره زیبای

زندگی نگاه کرده  ای تا عطر خوش همدلی را استشمام کنی استوار باش و به راهت ادامه بده سر انجام روزی صدایمان را خواهند شنید و باورمان خواهند کرد. بخشی از تقدیر به دست ما نگا شته نمی شود وبخش دیگرش حا صل تدبیر ما ست.

می توانیم سرنوشت سنگی را انتخاب کنیم که ساکن  است  وهیچ اثری در دنیا نخواهد  داشت و روزی   خواهد مرد یا سرنوشت رودی را داشته باشیم که  درمیان لحظه ها جاری می شود تاطراوت وسر سبزی را به زمینیان هدیه کند و رویش

 جوانه ماندگاری را جشن می گیرد تو چگونه سرنوشتت رارقم خواهی زد سعی کن بهترین انتخاب را داشته باشی چون خدا تو را لایق بهترین ها آفریده است .

 

                                           هانیه عرب 1/5/92                                   

/ 169 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلم 86 آموزش ابتدایی پیرانشهر

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

عمو علی

سلام احوال شما؟ موفق باشید و روز خوبی داشته باشید [گل][گل]

نسرین

سلام هانیه جانم [گل] آپم و منتظر نگاه مهربانت [گل]

هاتف

سلام متن بسیار زیبایی بود خیلی ممنون که به من سر زده بودید. موفق و سلامت و شاد باشید

دختر بهار

کم باش ! از کم بودنت نترس...! اونی که اگه کم باشی ولت می کنه ؛ همونه که اگه زیادم باشی حیفو میلت میکنه ...

مامان آلا

نگاه زیبا و متن تاثیر گذارت منو به شوق اورد ممنونم که به وبلاگ دخترم سر زدی موفق و پیروز باشی هانیه جان

دختر پاییز

سلام هانیه جان وبلاگ زیبایی داری نوشته هات فوق العاده ان گل قلب بخشی از تقدیر به دست ما نگا شته نمی شود وبخش دیگرش حا صل تدبیر ما ست.

آزاده

سلام هانیه جان خیلی زیبا بود بهت تبریک میگم انقدر زیبا نوشته بودی که چند بار این پستت رو خوندم و بازم برا خودم کپیش کردم تو کامپیوترم تا هر وقت ناامید شدم بخونمش ممنونم تو امروز مثل یک فرشته ای بود که ناخواسته به وبم سرزدی و بهم امید دادی بازم بیا

زهرا

خیلی خیلی زیبا و عالی بود... ممنون[گل]

مسعود

هانیه خانم سلام من 46 ساله هستم و عضو هیات علمی دانشگاه. ولی باور کن زمانی که وبلاگ شما را خواندم واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم. به نظم من شما شخصیت و روح بزرگی داری. به نظر من این چیزی است که خیلی از ما آدمهای به ظاهر سالم نداریم. از نوشته هات خیلی لذت بردم و استفاده کردم. مسعود