شگفتیها ی جهان آفرینش

سلام وخوش آمدید

 

شگفتی‌های جهان آفرینش

 

پرنده، مسیر تعالی خود را در پرواز به سوی آسمان بی‌انتها می‌داند؛

دانه، راز رویش خود را در شکفتن و سبز شدن جست‌وجو می‌کند؛

چشمه، راه تعالی خود را با جوشش آب از درون سنگی سخت نمایان می‌سازد؛

درخت، زیبایی‌اش را با جنبش برگ‌ها وگردش پرهیاهوی فصل‌ها به نمایش می‍‌گذارد؛

باران، تجلی آفرینش خود را در رنگین‌کمان هفت‌رنگ عشق پدیدار می‌سازد؛

قطره، چه شگفت‌آور در آغوش دریا شناور می‌شود تا نقشی جاودان را در پهنۀ هستی ایفا کند؛

       خورشید، چه عاشقانه شعاع آفتاب خود را تقدیم قلب مهربان طبیعت می‌کند تا زمین حرکتش را از نو آ غاز کند؛

ستارگان، در شب پرشور می‌درخشند تا امید را در دل‌ها زنده نگاه دارند؛

       قلب‌ها، چه آرام و بی‌صدا در گذر زمان می‌تپند و گویی در هر تپش حمد و ثنای الهی را بر دل‌ها جاری می‌سازند تا معنایی تازه به جهان بخشند؛

       قلم، چه هنرمندانه شعر زیبای زندگی را در سمفونی دلنواز طبیعت با لطافت معنا می‌کند تا راز هنرمندی آ فریدگار را بهتر دریابیم؛

       و تو ای بهترین رهگذر جهان هستی، ای انسان! هر روز، معجزه‌ای است از جانب خدا، فرصتی برای پرواز از قعر زمین تا اوج آسمان، آن را دریاب و برای تعالی اندیشه و بزرگی روحت تلاش کن.

 

5/1/93

/ 98 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موذن

سلام تبريكات صميمانه مرا بپذيريد بهترين آرزوها در اين فرخنده ميلاد كه متبرك به روز مادر است تقديم تان شادوتندرست باشيد

امیر

[گل][گل] السلام علیک یا فاطمة الزهراء سیده نساء العالمین سلام بر خورشید درخشان زهراء سلام بر ماه تابان زهراء سلام بر مِهرِجوشان زهراء سلام بر مادر عصمت و طهارت سلام بر آن طاهره ای که برای پدرش حبیب خدا نیز، مادر بود بلکه همه کَس حبیب خدا بود محبوب حبیب خدا بود سلام بر درخشندگی منشورِ طهارت و شجاعت و مناعت و قناعت و درایت او... یا زهراء [قلب شکسته]

نسیم

گلدان حُسنِ یوسف م نشسته لب پنجره درست مثل من بغض كرده دلتـنگ منتظر..... [گل]

محمدرضا

سلام ممنون میشم با وبلاگ قشنگتون لینک کنم

fatemeh

شهـــــــــر من اینجا نیستـــ ! اینجـــا... آدم کــه نــهــ ... آدمــــــک هایش , همه نـــــاجور رنگ بـی رنگی اند! و جالـــب تــر ! اینجـــا هــــــــر کســی هفتــــــاد رنگــــــ بــــــــازی میکند تا میـــــــزبان سیاهــــی دیگــــــری باشـــد! شهر من اینجا نیستـــ ! اینجــــا… همه قار قار چهـــــــلمین کلاغ را دوسـت می دارنـــد! و آبرو چون پنیــــــــری دزدیده خواهد شد! شهر من اینجا نیستـــ ! اینجــــا… سبدهاشــان پر اسـت از تخم های تهمــتی که غالبــــــا “دو زرده” اند! من به دنبـــال دیارم هستـــم... شهر من اینجا نیستـــ … شهر من گم شده استـــ...

احسان

ترنمی از باران .. خیالی از عشق .. خیس بودن در عالم رفاقت .. مست بودن در راه زندگی .. مست دوست ، مست باوری که همیشه در رویای اوست .. مست در مست ، برای انچه که در من هست .. روزنه ای برای عبور .. در پیچ و خم های زندگی .. برای رسیدن ، به هوایی تازه .. باوری نو ، حسی گرم ... برای به آغوش کشیدن زندگی .. در اتحاد و همدلی ... عبور از مرز تنهایی ، برای بیشتر بودن.. درکنار هم ، با هم ... در رویایی تا............. ¬.. آسمان ..

زهرا

سلام هانیه جان خوبی دلم هوای بارون رو داره مثل عکس بالایی بارونی که تنها برم زیرش با یه جاده بی انتها که فقط برم دیگه برنگردم خیلی دلم گرفته برام دعا کن

کشکول ادب

با سلام و درود فراوان به شما خاهر سخت کوشم. نمی دانید چقدر از اینکه با حضور سبز و گرمتان زمینه ی آشنایی را فراهم کردید خوش حالم. و چقدر خوش حال تر اینکه می بینم الحمدالله موفقید. امیدورام هم از وب نوشتان بهره مند شوم وهم بتوانم کتابتان را تهیه و مطالعه کنم. موفق باشید ان شاالله.