بهار فصل رویش حس تازه

به نام خد ا بهارفصل رویش حس تازه :

بهطلوع خورشید نگاه کن هر طلوع فرصتی است برای پرواز به سوی خوبی ها و هربهار پلی است به سوی خدای مهربان  ازطراوت باران بهاری لذت می بریم اما چقدر طراوت را به زندگی یک دیگر هدیه  می کنیم  از رویش گل ها لذت می بریم اما چقدر برای اندیشه های نو تلاش می کنیم ازآ  واز پرنده لذت می بریم اما چقدر ترانه دلتنگی یک دیگر رامی شنویم .ای خالق لحظه زیبای زندگی در

       آستانه  سال جدید آینه را برای  پا کی دل                          

  ، ماهی را برای سرزندگی وجاری شدن در لحظه  ها ،  سیب را برای سلامتی جسم ،سکه را برای برکت مال و بی نیازی از مردم ، سبزه را برای شادمانی روح ، سمنو را برای تقسیم لحظه های شیرین ، قرآ  ن را برای پشتیبانی در خطر وتعالی روح ، شمعی به روشنی ماه برای  هدایت ، بارانی به زلالی قلبی مهربان برای شستن غم ازدل غمناک ونشاندن گل لبخند بر صورت ماه دیگران و فرصتی برای خانه تکانی روح به جا ی جسم ،وانگیزه ای برای شروعی تازه برای همه ی جهانیان  به قلب همه انسانها هدیه کن .

هر بهارطلوع سبزیست  برای رویش یک حس تازه وهر حس تازه تولد روح جدید توست و پروازیست به سوی سربلندی وسعادت وهر بهار طلوع روشنی است برای لمس تازه ترین حس زندگی که نزدیکی دلها و چیدن گل محبت است ، روح عزیزم تولدت مبارک .

هانیه عرب  25/12/91

                                                                                                      

/ 65 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسماعیل

سلام ایام عیدو موعود بهاریتا ن خوش وخرم باد... رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد صفير مرغ برآمد بط شراب كجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه كشيد ز ميوه‌هاي بهشتي چه ذوق دريابد هر آن كه سيب زنخدان شاهدي نگزيد مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب به راحتي نرسيد آن كه زحمتي نكشيد ز روي ساقي مَه‌وَش گلي بچين امروز كه گرد عارض بستان خط بنفشه دميد چنان كرشمه ساقي دلم ز دست ببرد كه با كسي دگرم نيست برگ گفت و شنيد من اين مرقع رنگين چو گل بخواهم سوخت كه پير باده فروشش به جرعه‌اي نخريد بهار مي‌گذرد دادگسترا درياب كه رفت موسم و حافظ هنوز مي‌ نچشيد به امیددیداری دیگررررررررررررررررررر..[قلب][گل][خداحافظ]

رهگذر

دستم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محاكمه كردند اما هیچكس گمان نكرد شاید گلی كاشته ام..... [گل]

ܔ° میرزابیگی | خادم بچه ارزشی ها و تعجیل

سلام هانیه بانو. دعوت کرده بودید سر زدیم و استفاده کردیم از عکسها و مطالب قششنگ شما. احسنت. [گل]

رضا

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست قطره شدم که راهی دریا کنی مرا پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم شاید قرار نیست مداوا کنی مرا من آمدم که این گره ها وا شود همین! اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا آقا برای تو نه ! برای خودم بد است هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین شاید غلام خانه زهرا کنی مرا *علی اکبر لطیفیان* [گل]

محمد مرادي

سلام هانيه خانوم كمال منت را گذاشتيد. ارادتمند ببخش تا... بدرخشي

سخت کوشان

بااهداسلام ازحضورتون سپاسگزارم .

سپیده

ممنونم که با اومدنت بی نهایت خوشحال شدم

ஜ۩ زٍلفٍ حٍنآآآآآ... ۩ஜ(داش فاضل)

در بدترین روزها امیدوار باش، که همیشه زیباترین باران از سیاه ترین ابر می بارد . . .[گل] سلام آجي صاحاب وب نقطه صفر مغزي هستم اين وب اصليمه وبي شاد مثه دل من اميدوارم خوب شي که ميشي خوب شدن فقط جسمي نيست مهم شادي و سلامت روح هست درسته من سختي ت رو درک نميکنم ولي ميشه شاد بود اميدوارم تو زمان شادي متوقف شي [تایید]

نجف

سلاااام.وای وای وای کلی شرمنده کردی منو هانیه خانومی باجی جونی عزیز..باید دو سه روز پیش میومدم وبت..کلی شرمندت شدم...چه قد وب قشنگی داری.عاشق اینجور نوشته هام..از این به بعد هر وقت اومدی قدمت رو چشام